{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزا دیگه هیچی خوشحالم نمیکنه دوس دارم برگردم ب دوران

این روزا دیگه هیچی خوشحالم نمیکنه دوس دارم برگردم ب دوران بچگیم که بی تفاودت ب همه چی فقط فکرم بازی و شیطنت بود تموم فکرم این بود چ جوری داداشمو ازیت کنم هه کاشکی این روزا تموم شه هر روز اینو میگم ولی تموم شدنی نیست
دیدگاه ها (۵۳)

سلام به همگی روزتون بخیر... آبجی مهرسا امروز برام پست تولد ...

سلام شبتون بخیر مهربونا. نمیدونم چه جوری ازتون تشکر کنم فقط ...

لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه توی رختخواببین ساعات ۷:۰۰ ...

سلام دوستای گلم. حالم خوب نیست یه چند مدت نیستم. کسی که عین ...

Love&HateP.2-یا ابلفضللل من چیزی ندارم داداشمو بخور_ببین کیه...

محو زیبایی او پارت ۳۴ویو ته یونگ توی ماشین بابام بودن صندلی ...

محو زیبایی او پارت ۵۲ویو رزا بهوش اومدم توی خونه بودم خونههه...

پآرت ⁶یونگی: چیه توبمن زل زدی (با خنده لثه ایی) نوا: نبابا ی...

پآرت¹¹*ویو سر میز شام*نوا با غذاش ور میرفت نمیخوردیونگیم هم ...

حسم به تو.... (فصل2

الان اینقدر بزرگ شده که دیگه بستنی نمی‌خوره! حالا تو با این ...

رمان سوم پارت پنجم😩࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ویو راوی ولی خ...

ادامه ی فصل سوم 👇🫠خوش اومدین،» جونگ‌کوک با صدایی گرم و مهربا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط