{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم

نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم

به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم

شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم

حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد

دگر نصیحت مردم حکایتست به گوشم

مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی

که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم

من رمیده دل آن به که در سماع نیایم

که گر به پای درآیم به دربرند به دوشم

بیا به صلح من امروز در کنار من امشب

که دیده خواب نکردست از انتظار تو دوشم

مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم

که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم

به زخم خورده حکایت کنم ز دست جراحت

که تندرست ملامت کند چو من بخروشم

مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن

سخن چه فایده گفتن چو پند می‌ننیوشم

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل

و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
دیدگاه ها (۱)

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم ور تو بگوییم که نی نی...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم ور تو بگوییم که نی نی...

تا به کی بر نسل زن ظلم می شود؟ این همه تبعیض بد، گم می شود ؟...

ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی چه کنم؟ که هست اینها گل...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشمنبود بر سر آتش میسرم که نجوشمب...

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشمنبود بر سر آتش میسرم که نجوشمب...

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم                     نبود بر س...

سعدی » دیوان اشعار » غزلیاتهزار جهد بکردم که سر عشق بپوشمنبو...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر #آتش مُیَسَرم ...

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشمنبود بر سر آتش میسرم که نجوشمب...

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشمنبود بر سر آتش میسرم که نجوشمب...

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط