{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" مرد روزهای سخت "

" مرد روزهای سخت "
چه اسم خوبی برای اس ام اسم پیدا کردم " مرد روزهای سخت "
هه چی فکر میکردیم و چی شد . . . همه خوشحال و شادن من دلم تیکه و پارست . . . روزهایم مثل سنگی جلبک زده سرد و سخت هم شکل و کلیشه ای شده اند ، دیگر به سختی نفس میکشم هوای بی تو بودن برام سنگین و مسمومه . یاد فرداهای گرم و با احساس با تو بودن بخیر که امروز جز خاطره ای تلخ ، تجربه ای سخت ، بر پیشانی چروک افتاده و خستم یادگاری از تو برام نمونده و نذاشته . . . فردا همان امروزی است که دیروز بهش می‌گفتیم فردا اما با این حال دلم برای فردای با تو بودن دیگه داره تنگ میشه . . . !!!
دیدگاه ها (۱)

یادش بخیر که گشتم با تو شبی هم آغوشزنگ صدای قلبت قرنیست ماند...

چشمای نازتو واکنحیف اشکات که بریزهبگوعشقمون همیشهواسه خاطرت ...

خدا، آن حس زیبایی است که در تاریکی صحرا زمانی که هراس مرگ می...

فرصتی نمانده بیا همدیگر را بغل کنیم فردا یا من تو را میکشم ی...

رمان تو خود منی

سناریو جونگکوک

برده عمارت جئون

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:80^میفهمم... ولی بنظرت با گریه چیزی حل میشه؟ ~نم...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 124・⁠]⁠ᕗگریه ام بلند تر شد. ...

p22ماشین جلوی دروازه‌های آهنی عمارت ایستاد.تهیونگ چند ثانیه ...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط