آن وقت ها
آن وقت ها
چه زیبا بود دورانی که دستم هایم را تند میفشرد و با هم از پله های نزدیک خانه یمان بالا می رفتیم وقتی به دم در خانه می رسیدیم می گفت که چه غذایی دوست دارم و من آرام در گوشش میگفتم و او می گفت الان درستش میکنم و من از خوشحالی و ذوق اورا می بوسیدم و محکم بغلش میکردم
.........
اکنون
الان در هر دقیقه صد ها بار او را بغل میکنم و دستانش را که کمی تغییر کرده می بوسم در یک دقیقه هزار بار به او می گویم که چقدر دوستش دارم از خدا می خواهم که همیشه با من بماند الان هم درست مثل گذشته از من میپرسد که چه غذایی دوست دارم و من هم بی اختیار می گویم و با هم آن را آماده میکنیم
.
.
.
.
چه خوب میشد که همه ی مردم همین حس را به مادر هایشان داشتند که به راستی مادر هدیه ی خداست و فرشته ای از فرشته هاا 😘 😍 😍 😘
چه زیبا بود دورانی که دستم هایم را تند میفشرد و با هم از پله های نزدیک خانه یمان بالا می رفتیم وقتی به دم در خانه می رسیدیم می گفت که چه غذایی دوست دارم و من آرام در گوشش میگفتم و او می گفت الان درستش میکنم و من از خوشحالی و ذوق اورا می بوسیدم و محکم بغلش میکردم
.........
اکنون
الان در هر دقیقه صد ها بار او را بغل میکنم و دستانش را که کمی تغییر کرده می بوسم در یک دقیقه هزار بار به او می گویم که چقدر دوستش دارم از خدا می خواهم که همیشه با من بماند الان هم درست مثل گذشته از من میپرسد که چه غذایی دوست دارم و من هم بی اختیار می گویم و با هم آن را آماده میکنیم
.
.
.
.
چه خوب میشد که همه ی مردم همین حس را به مادر هایشان داشتند که به راستی مادر هدیه ی خداست و فرشته ای از فرشته هاا 😘 😍 😍 😘
- ۹۲۵
- ۲۹ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط