{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی تمام وجودم میسوزد در عطش شنیدن کلامی از تو

وقتی تمام وجودم میسوزد در عطش شنیدن کلامی از “تو”

چشم هایم چه ملتمسانه خیره می مانند به لبهایت

به امید لرزشی.. صدایی.. حرفی..

گویا نمیدانند هرگز کلامی نخواهند شنید از تو که

جا مانده ای در قاب عکس چوبیه آویخته بر دیوار اتاقم
دیدگاه ها (۴)

حرف های ما هنوز ناتمام…تانگاه می کنی:وقت رفتن استبازهم همان ...

ردت یوم وتمرنی بخاطرک مکسور بوجه ابیض تجینی مو وجه فالهشلت ظ...

گالولها وگالت .... نسیته براحتیالجنت اصیحلها .... بدفو تفاحت...

هر بار که می خواهم به سمتت بیایمیادم می افتد"دلتنگی"هرگز بها...

~LIKE THE DAY THAT I MET YOU~~هماننده روزی که تو را ملاقات ک...

𝒌𝒉𝒊𝒚𝒂𝒏𝒂𝒕 𝒅𝒖𝒓𝒐𝒒𝒉𝒊𝒏𝘍𝘈𝘚𝘓 𝟑⃠ 𝔓𝔞𝔯𝔱 𝟐درست مثل این پنج سالسمتش رفتم...

~LIKE THE DAY THAT I MET YOU~~هماننده روزی که تو را ملاقات ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط