{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آندم که مجنون از عطش با دست گریبان پاره کرد

آندم که مجنون از عطش با دست گریبان پاره کرد

وقتی خدا چشم تو را درمان این بیچاره کرد

آندم که یوسف عشق را همگون با اعجاز کرد

وقتی جنونِ طعم تو را ، با اشکهایم ساز کرد

من مبتلا گشتم ولی , نه عشق بود و نه دلی

هر عاقلی دیوانه شد , دیوانه شد هر عاقلی

شهزاد
دیدگاه ها (۱)

dark life = 20

^فیک جونگکوک^(پارت؟)

#oneshatبا نگاهی سرد و کمی اخم آلود از دفتر کنفرانس بیرون آم...

معرفی رمان

ابلیس

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

پارت دو

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت پنجم: تماشایِ کابوس‌هایِ از یا...

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط