{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر بار که به "تو" فکر می کنم

هر بار که به "تو" فکر می کنم
یکی از دکمه هایم شل می شود ....
انقراض آغوشم یک نسل ، به تأخیر می افتد ....
و چیزی به "نبضم" اضافه می شود که در شعرهایم نمی گنجد !
کافیست "تو" را به "نام" ، بخوانم تا ببینی
"لکنت" ،
عاشقانه ترینِ لهجه هاست ....
و چگونه لرزش "لب های من"
دنیا را به حاشیه می برد ....
"دوستت دارم"
با تمام واژه هایی که در گلویم گیر کرده اند
و تمام هجاهای غمگینی که به خاطر "تو" شعر
می شود !
"دوستت دارم" با صدای بلند ....
"دوستت دارم" با صدای آهسته ....
"دوستت دارم" ....
و خواستن "تو" ، جنینی است در "من"
که نه
"سقط" می شود
و نه
به "دنیا" می آید ...
دیدگاه ها (۵)

کدخدایی که گمان کرده خدای دهِ ماستکدخدا نیست خدا نیست بلای د...

ﺩﺭ ﺩﻫﮑﺪﻩ ﯼ ﻣﺎ ﮐﻪ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭِ ﻧﺪﺍﺭﯼستﮔﻮﯾﻨﺪ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﻭﺧﺰﺍﻥ ﻧﯿﺰ ﺑﻬﺎﺭﯼ...

افق تاریـک،دنیا تـنگ،نومیدی توان فرساست، می دانم!ولیکن ره سپ...

مرا بخاطر خواهی آورد روزی که دیگر گرمی و نور نیست وقتی که او...

تکاپو پارت ۶۵:در میان کلمات گمشده... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍شب، با تمام س...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁷...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~جِما برای چند ثانیه فقط نگاهش کرد.ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط