{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتیم سمت میزی که رزرو کرده بودیم و نشستیم

رفتیم سمت میزی که رزرو کرده بودیم و نشستیم
آخ آخ من به بوی سیگار حساسیت دارم و سرفه هام شروع شد دیگه اینقدر سرفه کردم از چشمام اشک میومد
ته. عزیزدلم خوبی؟ چرا سرفه ات اوو سیگار
گارسننننننننننننننننن بیا اینجا(با داد)
گارسن. ب...بله قر..با..ن(ترس)
ته. اگر اگر فقط یکنفر دیگه سیگار روشن کنه اینجا رو با خاک یکسان میکنم فقط یکنفر فهمییییییییدی؟(با داد)
گارسن. و..ولی اینجا....سی..سیگار..آزاده..ج..جنا..ااب
ته بلند شدو یقه مرد و گرفت
ته. توی کار من اما ولی شاید باید نداره فهمیدی؟ برو گمشو(با داد)
کوک. ته ته آروم باش بیا بشین
گارسن. چ..چشم
بعد اون سریع رفت و تو بلندگو گفت کسی سیگار نکشه ولی من هنوز سرفه میکردم
ته. نفس عمیق بکش یکمم آب بخور
هاوین.خویی عزیزم؟
تهیان. خوبم عذا سفارش بدیم؟
کوک. او اینقدر درگیر شدیم یادمون رفت
(خوب یه رستوران‌هایی هست مانیتور رو میز داره خودتون سفارشات و می‌نویسید و و می‌فرستید و شماره میز و میفرستید اینم اینجوریه)
ته. خوب چی میخواین؟ کوک.دوکبوکی هاوین. منم دوکبوکی
تهیان.کیمچی ته. خوب منم چاپچائه بعد زد تو مانیتور و بعد چند دقیقه سفارشامون و آوردن و شروع کردیم به خوردن وسط غذا خوردن بودیم که ته شروع کر به حرف زدن
ته. نمیخواین بگین این چند روز چه طوری گذشت؟
کوک. خوب یه چیزی هست که باید بهتون بگیم(نگاه به تهیان)
تهیان.آره ولی الان نه
کوک. اتفاقا همین الان میگم
ته. چیزی شده کوک؟
کوک. خوب تهیان دوست دختر منه یعنی هنو دوست داریم
ته و هاوین. چیییییییییی
ته. تهیان راست میگه؟
تهیان. آره ولی فعلا باهاش قهرم
هاوین. هییی چرا؟
ته. نکنه اذیتت کرده؟بگو اذیتت کرد خودم پشتتم
هاوین.کوک بخدا اگر این دختر ازت کوچیکترین شکایتی داسته باشه نمیبخشم فهمیدی؟
کوک. یعنی الان طرف اونی؟
هاوین. آره حالا چیشده؟
تهیان. یه دختره جلو من گونشو بوسید کوک هم مخالفت نکرد
ته.چیی؟ جئون جونگکوک اگر یکبار دیگه همچین کاری کنی من میدونم تو
کوک. چراااا
ته. تو دوست دختر داری بعد یه دختره بوست کرده
کوک. خوب خواهش کرد
هاوین. هاااا یعنی هرکی خواهش کرد باید بری بوسش کنی بغلش کنی یاااا یهو یکی خواهش کرد رل بزنیم یا رابطه داشته باشیم باید قبول کنی؟
کوک. نه من عاشقشم من فقط اونو میخوام ولی نمیفهمه و نمیبخشه
تهیان.اییییییییییییش
ته. یا همینجا باهم اشتی میکنین یا تمام میکنین
تهیان.چ...چ...چیی؟
کوک. امکان نداره میگم عاشقشم قلبم برای اون میتپه
هاوین.پس آشتی
تهیان. اون باید معذرت خواهی کنه نه من او منو ناراحت کرد
همون لحظه جونگکوک بلند شد جاشو با هاوین عوض کرد و کنار من نشست نزدیکم شد سرم و اونوری کردم ولی چونمو گرفت و سرمو برگردوند جوری که چشم تو چشم شدیم خیلی جدی نگام میکرد
دیدگاه ها (۲)

خیلی جدی نگام می‌کرد و سرشو نزدیک سرم کرد و دماغشو رو دماغم ...

دو ماه بعداز زبان تهیانپدر و مادرامون اومدن و همه چی خوب شده...

گرفتم خوابیدم ...با احساس نوازش موهام از خواب بیدار شدم و ها...

به سمت هاوین دویدم و بغلش کردم هاوین. قشنگم خوبی؟دلم برات تن...

شاگرد لوس من

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

شاگرد لوس من

پارت۴

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

فیک مافیاها پارت ۳۲ته: ممنون جیمین. لبخندجیمین: ولی ازتون یه...

پری کوچولوی من پارت ۷کوک: اروم رفتم و از پشت بغلش کردم. ته ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط