{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک جدید شروع میشه ، معرفی شخصیت های فیک :

فیک جدید شروع میشه ، معرفی شخصیت های فیک :
تهیونگ : تهیونگ پسر ۲۰ ساله ای هست که همراه مامان بزرگش زندگی میکند ، بابای تهیونگ زمانی که تهیونگ ۵ سالش بود به مامان تهیونگ خیانت کرده و بعد از طلاق با مامان تهیونگ با خانمی که به همسرش خیانت کرده بود باهاش می‌ره آلمان و دیگه به کره جنوبی برنمی‌گرده ، مامان تهیونگ هم بعد از پنج سال یعنی زمانی که تهیونگ ۱۰ سالش بود در کارش با یه مرد چینی آشنا میشه و باهاش می‌ره پکن و به سئول برنمی‌گرده ، تهیونگ هم از آن زمان با مامان مامانش یعنی مادر بزرگش زندگی میکنه ، مامان بزرگ تهیونگ هم دیگه مریض شده بود و توان راه رفتن نداشت ، تهیونگ هم کار میکرد هم درس میخواند ، تهیونگ در کافه دوستش و هم‌دانشگاهیش روبی کار میکرد ، روبی هم دوست تهیونگ بود چون مامان و بابای روبی هم طلاق گرفته بودن با تهیونگ دوست بود ، روبی خودش دوست پسر داشت و دوست پسرش هم دوست تهیونگ بود.
جونگکوک : جونگکوک مرد ۳۰ ساله ای هست که یه خلافکار زنجیره ای و مشهوره ، جونگکوک هم بچه بوسان بود ، مامان و باباش هم مثل خودش خلافکار بودن و در همین مورد اعدام شدند و جونگکوک از ۱۰ سالگی یتیم بود و در پیش خانم پیری زندگی میکرد ، در بوسان یک محله ای بود که اکثرا مردم فقیر و بچه های یتیم اونجا زندگی میکردند ، جونگکوک پیش خانم پیری زندگی میکرد که به بچه های مثل جونگکوک کمک میکرد ، جونگکوک از ۱۵ سالگی زد کار خلاف ، مواد می‌فروخت ، دزدی میکرد ، مشروب میخورد ، قمار میکرد و هر خلافی که از ذهنتون میگزره رو انجام میداد الآنم نزدیک دوسال بود که در محله فقیر نشین سئول ساکن بود تا از کشور فرار کنه .
سلام عزیزان این فیک جدید
فقط عزیزان آخر هفته ها آپلود میشه به دلیل مدارس
دیدگاه ها (۱)

پارت اول: داستان از دیدگاه تهیونگ : غروب بود ، تور خورشید دا...

پارت دوم: داستان از دیدگاه جونگکوک: از صبح اول وقت در خیابان...

سلام عزیزان اینم پارت نهم

پارت دهم:داستان از دیدگاه یونگی:چهار ، پنج سال از ازدواج جیم...

[Step brother]

معرفی فیک: کابوسِ مدرسه

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p22اما جونگکوک نم...

جزئیات فیک:تعداد پارت:هرچقدر داستان طول کشیدکاپل:جونگکوک و ت...

معرفی فیک جدید

[اونا هیچی درباره ما نمیدونن] part 1

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط