{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوم:

پارت دوم:
داستان از دیدگاه جونگکوک: از صبح اول وقت در خیابان های سئول میگشت تا شناسایی بکنه ، مکان هایی که میشد دزدی کرد و قمار خانه های مخفی رو شناخته بود ، نزدیک ظهر بود ، تصمیم گرفت که برای خوردن چیزی به کافه ای بره ، داشت توی یه خیابون راه می‌رفت که یه کافه کوچیک طرح کلاسیک رو دید ، از ظاهر کافه خوشش اومد و وارد کافه شد ، زنگوله بالای در با ورود جونگکوک صدا داد و این باعث شد که پسر بالای صندوق سرش رو از گوشی بلند کنه و به جونگکوک نگاه کنه. پسر موهای لخت نسکافه ای رنگ داشت که به صورتش ریخته بود ، بلوز آستین کوتاه سبز کمرنگ پوشیده بود که طرحی نداشت ، شلوار شش جیب نقره‌ای و کفش های اسپورت نیوبالانس سفید ، قیافه پسر دلنشین بود و این باعث می شد که جونگکوک باهاش احساس راحتی بکنه ، چشم های خرمایی پسر اونو از بالا تا پایین و از پایین تا بالا از نظر می‌گزارند تا اینکه گفت: خوش آمدید.
داستان از دیدگاه تهیونگ : بعد از اینکه خوش آمدید رو گفت مرد سلام کرد و در صندلی های کنار اوپن میز کافه نشست ، مرد قد بلند بود هودی و شلوار ست سیاه پوشیده بود که کلاه هودی اش رو سرش گذاشته بود ، کفش های اسپورت نایک سیاه پوشیده بود ، مرد چشم ابرو مشکی بود موهایش از زیر هودیش بیرون زده بود ، رنگ موهاش آبی بود و مدل خامه ای زده بود ، مرد در صورتش پیرسینگ داشت و روی دستش پر خالکوبی بود ، تهیونگ از جذابیت مرد مقابلش خوشش آمد ، تهیونگ در مقابل این مرد اصلا خاص نبود ، بلکه مرد مقابلش مثل ددی ها بود و تهیونگ یک پسر کیوت ‌. تهیونگ گفت: چیزی میل دارید؟ مرد گوشیش رو از جیبش در آورد و بازش کرد و گفت: یه آیس آمریکانو لطف میکنید؟ تهیونگ لبخند زد و گفت: تا پنج دقیقه بعد آماده میشه ، بعد به پنجره پشت صندوق زد و گفت: روبی یه آیس آمریکانو سایز بزرگ میدید ؟ روبی گفت: الان حاضر میشه تهیونگ . مرد گوشیش رو بست و گفت: اسمت چیه پسر ؟ تهیونگ گفت: کیم تهیونگ هستم ، میتونید تهیونگ صدام کنید . جونگکوک گفت: من جونگکوک هستم ، جئون جونگکوک میتونی جی کی صدام کنی . تهیونگ گفت: از آشناییتون خوشبختم. جونگکوک گفت: همینطور ، من قراره از این به بعد بیشتر بیام اینجا . تهیونگ لبخند زد و گفت: با امدنتان خوشحالم میکنید جی کی. جونگکوک لبخند زد در همین موقع جکسون آیس آمریکانو جونگکوک رو آورد و گفت: خیلی خوش آمدید. جونگکوک گفت: ممنون و شروع کرد و نوشیدن آیس آمریکانوش
تهیونگ گفت: جی کی چند سالتونه ؟ جونگکوک گفت: ۳۰ اینا ، تو چطور ؟ تهیونگ گفت: من ۲۰ سالمه . جونگکوک گفت: پس دانشجو هستی . تهیونگ گفت: اره ، هم کار میکنم هم درس میخونم سخته ولی میتونم رشتم نقاشی هست . جونگکوک گفت: چه باحال . تهیونگ گفت: شغل شما چیه جی کی ؟ جونگکوک گفت: من شغل معلومی ندارم هر روز یه جا کار میکنم . تهیونگ سر تکون داد و به گوشیش نگاه کرد ، بعد از نیم ساعت جونگکوک بلند شد و سر صندوق رفت و گفت: ممنونم این شماره منه اگه خواستی بهم زنگ بزن و اینم مبلغ آیس آمریکانو. تهیونگ گفت: قابل شما رو ندارد جی کی. جونگکوک لبخند زد و گفت: نه دیگه ، داریم مشتری میشیم ، بهتره خوشنام باشیم . تهیونگ با لبخند تعیید کرد . جونگکوک خدا حافظی کرد و رفت، دوتای اونا هم حس مثبت نسبت به هم داشتن و از هم دیگه خوششون میومد .
سلام عزیزان پارت دوم 🪻
دیدگاه ها (۰)

های گایز چطورین ؟این ادیت برا فیک جدید

پارت سوم:داستان از دیدگاه جونگکوک: توی این چند روز جونگکوک ه...

پارت اول: داستان از دیدگاه تهیونگ : غروب بود ، تور خورشید دا...

فیک جدید شروع میشه ، معرفی شخصیت های فیک : تهیونگ : تهیونگ پ...

عمارت مافیا ✨️🍷قسمت ⁵ساعت ¹⁰ صبح دیدگاه جونگکوک:از خواب بلند...

اسم فیک: عشق اجباری من پارت: بیست و یک مین جی: با قدم های ا...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟗دختر کلافه و عصبی دستی توی موهاش فرو ک...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟓ویو جونگکوکدر که بسته شد، تهیونگ روی صن...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

پارت ۲۷ | یه دعوتروز جمعه...آرا از صبح جلوی آینه ایستاده بود...

پارت ۲۰ — «انتقام با یک لیوان آب»جونگکوک سریع یک قدم عقب رفت...

🖤 قفس سیاهپارت بیست‌ونهم | دخترممرد چند قدم جلو آمد.لانا با ...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²⁰آتش آرام می‌سوخت و نور نارنجی رنگش...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏ویو تهیونگساعت نزدیک دو نصف شب بود.خیاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط