{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سردی هوا ، یک فنجان اسپرسو با تکه ای شکلات تلخ و نگاه مهر

سردی هوا ، یک فنجان اسپرسو با تکه ای شکلات تلخ و نگاه مهربانت !
همه چیز جور جور است برای نگاشتن از تو ...
روی صندلی چوبی ساده نشسته ام
بر میز سادگی با دستهای پر از یک مداد!
و گرفتن سهمم از لحظه ها که تنها کاغذی خالی از ذهن هر عابریست
مینویسم برایت از دلتنگیهایم از دوری چند لحظه ندیدنت
و آوار میشود حسرت آغوش پر از شعورت با آهی پر از بخار
که از گرمگاه پر شکوه سینه ام بر پنجره ی رو به کوچه ی سنگ فرش شده ی
نمناک از باران احساس دیشب...
ساده در تفکر و احساسم موج میزند کلمات و جملاتی شگرف
که از ادبیات کهن تا کنون برای معشوقه ها سروده اند و همچنان ادامه دارد
اما ناب ترینشان را نشان کرده ام
و خواهم نوشت
اما نه ابتدا
بلکه آغاز شده ایم و در آخر نوشته ام دوستت دارم...
کنار تنهایی های گذشته نوشتم چند خط که میخوانی و در میان احساس ناب، غزل غزل سکوت عشق ،طراوت ترنم قطره ای اشک شوق بر گلبرگ پر لطافت شعور شعرم تقدیم نگاه مهربانت که مهر را در سرزمین عشق تدریس میکند .
عشق فصل خوب مهربانی
گرمایی مطبوع
شوری نمک
شیرینی چغندر پخته
عجب طعمی دارد خرمالو
بلبل دو بیتی دوست دارد
قناری غزل آواز میکند
طاووس حیران
آهو مبهوت
و عاشق را کار نداشته باشید! در وصل یار باران میبارد و این عاشقانه ها همه مست تکرار بی تکرار!
به وقت مهربانی حالمان خوب است
اینجا سرزمین عاشقانه هایمان است دوستت دارم !
اینها برای لحظه ای نگاه مهربانت نگاشتم و میان تالار آرام تو را زمزمه میکنم تا صدای نازک قدمهایت ابر احساسم را ببارد...
سروده ام برایت!
ماه
ماهی گلی
حوض
و
نگاهمان با هم
مال هم
اینجا ، تنها!
خیال من است!
با خیالت موجهای دریا تعادل ندارند!
دیدگاه ها (۱)

طناز چت

طناز چت

دوباره دیدمش, بعد از سالها, البته فراموشم نشده بود ولی تسکین...

دخترک در شهر زندگی میکرد موهای مشکی چهره انقدر زیبایی که بی ...

Covenant of Blood and Silk

پارت هشتم | رازی که نباید فاش می‌شدسه روز بعد...ویلیام و تهی...

# پارت سیزدهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در ...

# پارت چهاردهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

╔════════════════════════════╗ پارت ۱۰۴ | «یک شب آرام کنار ه...

معامله p4جونگ‌کوک ناگهان احساس کرد گرمای عجیبی در گردنش پیچی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط