عشق خونین یا

🩸 عشق خونین 🩸     یا   🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸

قسمت نهم

زاویۀ دید لونا
وسط سوله، روی زمین خیس از خون و آتش، داشتم نفس می‌کشیدم. هنوز جای طناب‌ها روی مچ‌هام بود. دست‌هام می‌لرزید، اما نه از ترس، از خشم…
کوک کنارم ایستاده بود، شقیقه‌هاش عرق کرده، چشم‌هاش هنوز هدفگیر را دنبال می‌کرد.
همه‌چی تموم شده بود… یا فک می‌کردیم که شده.
صدای کفش‌های چرمی از سمت در عقب آمد.
تهیونگ اسلحه‌اش رو بالا گرفت.
ــ «کسی اونجاست!»
و اون موقع بود که…
تق!
صدای شلیک، همه‌مون رو خشکمون کرد. در فاصله‌ای کمتر از چند ثانیه، گلوله‌ای دقیق نشست وسط دست راست من.
ــ «آرررغ— لعنتی!»
زمین خوردم. خشم با درد قاطی شد. پوست دستم سوخته، خون از بین انگشتام فواره می‌زد.
همه برگشتن.
یه مرد با کت چرمِ مشکی، چشم‌های خاکستری سرد، با لبخند مسخره از سایه‌ها بیرون اومد.
معاون لیام… ایلیا واروف.
صدای نفس‌زدنش سنگین بود، انگار همون‌قدر که از دست‌مون خشمگین بود، منتظر این لحظه هم بوده.
ــ «کارتو خوب تموم نکردی، کویین… حالا نوبت منه.»
لونا رو زمین بود، اما نگاهش هنوز پرغرور.
جنی و جیمین کنارم سنگر گرفتن؛ کوک رفت سمت چپ، از بین کانتینرها رفت بالا برای موقعیت بهتر.
رزی داد زد:
ــ «داره نزدیک میشه، تا دو دقیقه دیگه کل نگهبانای باقیمونده‌ش می‌ریزن اینجا!»
ولی من فقط یه چیز تو ذهنم بود… باید اینو خودم بکشم.
با دست سالمم تفنگ رو بالا گرفتم. دست راستم بی‌حس بود، ولی پام محکم روی زمین.
ایلیا:
ــ «تو با دست زخمی هم می‌خوای شلیک کنی؟»
خندید. اشتباه کرد.
همین که اومد جلو، به سمتم، گفتم:
ــ «تو همونی هستی که فکر می‌کرد لونا یه ملکه کاغذیه…»
تفنگم رو بالا گرفتم، با هر تقلا که می‌تونستم، دست تیرخورده‌مو بردم زیر اسلحه… و کشیدم.
تق!
گلوله رفت توی گلوی ایلیا. چشماش باز موند. اون‌قدر نزدیک بود که خونش پاشید روی صورتم. زانو زد، نفس‌ش به تق‌تق افتاد، و افتاد.
تهیونگ و سانا بقیه نگهبان‌ها رو زدند.
جیمین اومد طرفم، زخمم رو گرفت:
ــ «باید ببریمت بیرون. خیلی خون دادی.»
ولی من به جسد ایلیا نگاه می‌کردم.
ــ «باید بدنش رو بفرستیم برای باندشون… با یه یادداشت.»
کوک از بالا اومد پایین، بی‌صدا کنارم نشست


ادامه دارد...........
دیدگاه ها (۰)

🩸 عشق خونین 🩸     یا   🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸ادامه ی قسمت نهم ولی من ...

🩸 عشق خونین 🩸     یا   🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸قسمت دهم قصر خاندان کیم ...

🩸 عشق خونین 🩸     یا   🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸ادامه ی قسمت هشتم (۲)لون...

پوستر جدید فیک عشق سه نفره

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟑𝟕ات هنوز از بوسه‌ی طولانی گیج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط