{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم می خواست یکی رو داشتم ،

دلم می خواست یکی رو داشتم ،
بعضی وقتا که مردم خستم می کردن ،
میومد کنارمو دستاش رو می گذاشت دو طرف ِ صورتم
زُل می زد تو چشام ، می گفت
“ببین ! تو من رو داری!!“
دیدگاه ها (۵)

ادامه پارت ۵۲ قسمت اول

چندپارتی جین

دید پنهان انفجار اشکار

◝ تیمــــآرم‌ کــن . .◟- #ParT_13 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄سمت ...

پارت نوزدهمصبح زود بود. رزا توی آشپزخونه چای می‌ریخت که ته‌س...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۵چند ساعت بعد، هر دو روی زمین نشسته بو...

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط