{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در طالعم نبود که با تو سفر کنم

در طالعم نبود که با تو سفر کنم
رفتم که رنج های تو را مختصر کنم

این روزها سکوت من از ناتوانی است
من کیستم که از تو بخواهم حذر کنم؟

هرگز مباد این که بخواهم به جرعه ای
طعم زبان تلخ تو را بی اثر کنم

آن قدر دور می شوم از چشمه های تو
تا باغ را به دیدن تو تشنه تر کنم

آن وقت با خیال تو یک رود می شوم
تا با تو از میان درختان گذر کنم

جان در ازای بوسه ی تو...حاضرم که من
بازنده ی معامله باشم، ضرر کنم

هرگز نخواستم که به نفرین و ناله ای
از ظلم تو زمین و زمان را خبر کنم

دارم به خاطر تو از این شهر می روم
شاید که دیدمت نتوانم حذر کنم

شیرین خسروی
دیدگاه ها (۱)

سر به روی شانه هایت، های هایم مانده است بغض غمگین صدایت در ص...

دیدی دوباره روی دلم پا گذاشتیاین مرد را نیامده تنها گذاشتی!!...

اینکه دلتنگ توام اقرار می خواهد مگر؟اینکه از من دلخوری انکار...

نه طریق دوستانست و نه شرط مهربانیکه به دوستان یک دل سر دست ب...

آپدیت توییتر @.melonGlobal-K Chart | GLOBAL FAN Q&A 🌏پاسخ‌ها...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑨_بخش اول_گاهی او را خندانده ام...

AR-Lp 36

واقعیتِ تلخ این است: من دیگر حوصله‌ی دوست داشته شدن ندارم. ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط