{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"غمِ گندم ، خطرِ «باز» ، کبوتر این است

"غمِ گندم ، خطرِ «باز» ، کبوتر این است
کمترین دردسرِ داشتنِ پر این است"*

گرچه غم موج زند در دل دنیا، اما
آخرش شاد شود هرکه رها در این است

هی نخوان قصه ی کنعان و نگو از غم چاه
مصر هم هست در این قصه و آخر این است

کاش او با خم ابروش، مرا زخم زند
مرگ حق است، اگر ابروی خنجر این است

می شوم پرپر و بگذار بخندد، دنیا
کمترین دردسرِ داشتنِ پر این است
دیدگاه ها (۱)

ببین چه بی هوا دستم، برایت لقمه می گیردیکی در بین اشعارم به ...

سهم ما از این جهان جام صفا بوده ست و عشقجام ما هرچند در ظاهر...

آخر قصه ی فرهاد شنیدن داردبیستون باشی اگر، زخم، خریدن داردهر...

غیر از تو دراین خانه کسی راه ندارددر سینه ی ویرانه کسی راه ن...

غم گندم .خطر"باز".کبوتر این استکمترین دردسر داشتن پر این است...

. به بن بستی رسیده ام که پشتش کوچه باغیستخیال و وَّهم دلدارم...

لب دریا، نسیم و آب و آهنگ، ش...

لب دريا، نسيم و آب و آهنگ شكسته ناله هاي موج بر سنگ مگر دريا...

بحر طویل زیبای امام زمان(عج):عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم...

شعر طولانی هست ولی خیلی قشنگه شعری از مهدی سلحشور عصر يك جمع...

فرمانده و پایه گذار لشکر زینبیون

ایران

ای عشق! کاری کن که درماندند درمان‌هابرگرد و برگردان حقیقت را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط