{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرد من ۴

صبح روز بعد
(ویو ا/ت)
صبح که بیدار شدم و بلند شدم دیدم تخت خونیه و جیغ کشیدم دیدم تهیونگ بیداره و داره بهم میخنده بعد زدم زیر گریه سرمو گذاشتم رو سینه اش و موهامو نوازش کرد نمیدونست وه اتفاقی افتاده وگرنه منو با تیپا از خونه مینداخت بیرون، سریع جلوی چشمشو گرفتم و تا بیرون اتاق بردمش بعد سریع همه چیز را درست کردم و لباس دیشبو در آوردم و رفتم حموم بیرون که اومدم
بادی اسپلش و لوسیون بدن شکلاتیمو زدم ماسک لب و صورتمو گذاشتم داشتم ناخنمو کوتاه میکردم که اتاق بوی خوبی گرفت و خوشم اومد یه تینت لب زدم تا صورتم از حالت بی روحی دربیاد یهو در اتاقمو باز کرد درحالی که فقط یه حوله پوشیده بودم ترسیدم و آینه از دستم افتاد و شکست
+چته مگه جن دیدی
-خب نه، اما یهویی اومدی جا خوردم
( خم شدم که تیکه هاشو جمع کنم)
+دست نزن
(آروم بلندم کرد و خودش خم شد و شیشه هارا جمع کرد بعد به سمتم اومد و قدم به قدم عقب میرفتم انقدر ادامه داد که خوردم به دیوار دستاشو گذاشت روی دیوار )
- داری چیکار میکنی« با به لبخند ضایع»
+ میخوای بدونی(صورتشو خم کرد جلوی صورتم و پوزخند زد)
- نه ترجیح میدم ندونم
+هاع ولی میخواستم نشونت بدم«فرار کردم»
(رفتم تو کلوزت روم و درو قفل کردم)
(تا کلید و بیاره شلوارمو پوشیدمو میخواستم تیشرت بپوشم ولی نیم تنه تنم بود درو باز کرد و حولمو انداختم روی زمین با اخم نگات کردم)
+چت شده؟ اصلا حواست سرجاشه ؟ چیکار میکنی؟ چون به نظر من که حالت خوش نیست
- نه ظاهرا تو دیوونه شدی که فکر میکنی چون دنبالت میام فکر میکنی عاشقت شدم و میخوام ببوسمت؟ یا چیزی شبیه این؟ حتی جنبه صمیمیت و‌خوب رفتار کردن را نداری«داد زدم»
+ این مهربونیته؟حتما مهربونیتم غیر اخلاقی و اذیت کنندست بعدشم چرا باید
فکر کنم آدم سنگدلی مثل تو از یکی مثل من خوشش بیاد؟ من مثل تو خود شیفته نیستم و توهم لطفا بقیه را مثل خودت نبین
-عه پس باید بفهمی رفتار اذیت کننده من چطوری دیگه اون روی خوشمو همین الان تمام وسیله هاتو جمع کن و برو اتاق خدمتکارا
(تعظیم کردم و تیشرتمو پوشیدم و رفتم وسایلمو جمع کردم وقتی برگشتم اتاق خدمتکار دوباره دیدی که باید توی اتاق تنگ و کوچیک باشی و همینطور با اون دختر بی ادبه لونا هم اتاقی باشی)
لونا«دختر بی ادب و مغرور و زشت که سعی میکنه خودش و به تهیونگ بچسبونه و ا/ت حسودی میکنه چون ا/ت خوشگله و تهیونگ باا/ت حرف میزنه»
(نفس عمیق کشیدم و با خودم گفتم حداقل دیگه کیم اذیتم نمیکنه)
لونا : هعی دختره دهاتی برگشتی؟ ته ته جونم انداختت اینجا؟
+ آره اما فضولیش به تو نیومده سرتو کن تو لاک خودت نه... زندگی مردم
لونا: دختره ی بی تربیت اگه به ته ته نگفتم دعوات کنه چش سفید
( داخل آشپزخونه لونا ظرف میشست و منم شام درست میکردم تهیونگ پایین و لونا پرید بغلش»
دیدگاه ها (۷)

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

رمان تهیونگ

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

سرنوشت پارت(۱۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط