{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بادیگارد: قربان حالا چیکار کنیم

بادیگارد: قربان حالا چیکار کنیم
نامجون:خودم یه جور درستش میکنم
بادیگارد : پس من برم
نامجون: برو ...... ا.ت میخوای باهم فیلم ببینیم
ا.ت: واقعا اما نامجون هیونجین چی اونو میخوای چیکار کنی
نامجون: نگران نباش خودم یه کاریش میکنم
ا.ت: باشه ..... حالا بریم فیلم ببینیم
نامجون: بریم
ا.ت: واو فیلم ترسناک فیلم راهبه
نامجون: آره خیلی وقت بود میخواستم ببینمش ولی تنها بودم
ا.ت: خب وایی از الان میترسم
ا.ت ویو
فیلم شروع شد که کم کم صحنه های ترسناکش اومد پریدم بغل نامجون سرمو گذاشتم رو سینش که نفهمیدم کی فیلم تموم شد
نامجون: ا.ت اااا.تتتتت فیلم تموم شد
ا.ت: هان آخی وایی من دستشویی دارم
نامجون: خوب برو دستشویی
ا.ت: آ آخه میترسم
نامجون: نترس بابا چیزی که نیست این فیلم فقط برای هیجانه راهبه که نمیاد بخورت برو دستشویی
ا.ت: باشه
رفتم دستشویی و اومدم
نامجون: ا.ت من باید برم شب دیر میام شب بگیر بخواب خوب
ا.ت: باشه
دیدگاه ها (۵)

شب ا.ت ویوپوف نامجون بهم گفت بیارم بخوابم منتظر نمونم یعنی ا...

هیونجین ویوآروم از اونجا رفتم از پله ها بالا هنوزم شبیه قبل ...

ا.ت : حالا این هیونجین کی هست اصلا چرا باهات دشمنه نامجون: م...

نامجون ویو فردا صبح بیدار شدم دیدم ا.ت خوابه سرم روی پاش بود...

که یهو ا/ت پاش گیر کرد و افتاد_ آخ+چیشد خوبی؟_آره بابا+خب حا...

Love in the dark①②٪: بسه چرا سروصدا میکنیمحکم زد تو صورتم و ...

پارت 11ا/ت : پاشوووته : باش حالاا/ت : پش میشنم روت (می‌شینی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط