{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ایستادن،اجبار كوه بود و رفتن سرنوشت آب؛
افتادن تقدیر برگ

ایستادن،اجبار كوه بود و رفتن سرنوشت آب؛
افتادن تقدیر برگ است 
و صبر،پاداش آدمی!
پس بی هیچ پاداشی حراج محبت کنیم که همه خاطره ایم..
دیدگاه ها (۱۱)

< ﻣﺠﻠﻪ ﺳﻼﻣﺖ13 ﻧﮑﺘﻪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﺴﭙﺎﺭﯾﺪ :ﺍﮔﺮ ﺍﻋﺼﺎﺑﺘﺎﻥ ﺑﻬﻢ ﺭﯾﺨﺖ...

بخندين من كه كلي خنديدم :))))))))))))یه پیجی هست تو فیس بوک ...

حالا که نیستی، پرنده ای آمده است در حوالی همین باغ روبرو... ...

حتما بخون خیلی قشنگه پسر فقیری که از راه فروش خرت و...

من اینارو فهمیدم از زندگی

I can be myself with himPart¹⁰¹هنوز شروع نکرده بودیم،که تهیو...

فیک : بین راندها

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۱ *سانیار*نمی دونم مروارید کجاست ...

پارت ۹گیجی و سردردم کمی فروکش کرده بود از جا بلند شدم. بالاخ...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁴⁷(نایون+...

نام: قرارداد نفرتPart:⁵¹صبح روز بعد...ا/ت هنوز از ماجرای دیش...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸صبح روز بعد___________...

پروانه جان

ایستادن اجبار کوه بود ، رفتن سرنوشت آب ، افتادن تقدیر برگ و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط