#خوناشام_جذاب_من🍷🫴🏻

#خوناشام_جذاب_من🍷🫴🏻
#پارت58و59

'•~★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆'•~


حیف که رفت پسره ی بی ادب

با این افکار خندم گرفت با کی لج میکنم با خودم؟

که صدای تهیونگ بلند میشه و قامتش توی چارچوب اتاق نمایان میشه

درحالی که بسته ای دستشه میگه:

: بی چی میخندی؟

+هیچی به عمت

: من نمیدونم تو چرا انقدر از عمه ی مت بدت میاد

+منم نمیدونم چرا انقدر عمت بدم میاد

: همینو بگو


نق زدم با بدبختی نالیدم:

+گشنمههههههه!

جعبه ای دستش بودو به سمتم گرفت

: از قبل یکم. پیتزا مونده بیا اینو بخور

مات نگاهش کردم:

+یعنیی چییییی؟!


: چی شده؟ روانی چیزی هستی؟

+اولن روانی عمته دومن چرا نمیتونی یکم جنتلمن باشیی؟!

ابروهاش بالا پریدو پوزخندی زد:

: واقعا؟!

+بلهههه که واقعااا مردک ناجنتلمن

تک خنده ای کردو گفت::

: ناجنتلمن؟ تو استاد کلمه های من در اوردی هستی


پوفی کشیدمو گفتم:

+اوکی اصلا هرچی تو بگی اوممم وسایل درست کردن پیتزا داری؟


: بنظرت چرا باید وسایل پیتزا داشته باشم تو این کلبه

اهههه گند خوردن بر برنامه هام

مظلوم بهش خیره شدم:

: پوففف اره دارم خوب که چی؟


ذوق زده دستامو بهم کوبیدم:

+دنبالم بیا تهیونگ جونییی


و پاتند کردم سمت اتاق کوچیکی که تهیونگ ازش اومد بیرون قطعا آشپزخونه بود

متفکرانه به آشپزخونه ی نقلیش خیره بودم که حضورشو پشت سرم حس کردم

برگشتم طرفش:

: تهیونگ جونی؟

با یادآوری حرفی که ناخوداگاه گفته بودم

چشمامو از خجالت بستمو سرمو انداختم پایین:

: پس ما خجالت کشیدن خانومم دیدم


+پوفف بیخیال خوب بریم پیتزا درست کنیم؟


: بریممم

+متعجب از این انرژی ناگهانی که یهو داشت خیره نگاهش کردم

: تموم شدم

گیج بهش نگاه
کردمو با فهمیدن منظورش دوباره خجالت کشیدمو گونه هام رنگ گرفت

ولی حالت پرو بودن قبلم بازگشت دست به سینه جانب به حق گفتم:

+کی گفته؟ اخه اصلا جذابیتی نداری که بخوام نگاهت کنم فقط توی فکر بودن همین

و به سمت یخچال کوچیکو نقلی که اونجا بود رفتمو کمی قارچ، پنیر پیتزا و......

برداشتم


مشفول خورد کردن قارچا بودم که

صدای تهیونگ از پشت سرم بلند شد:

: من چی کار کنم؟

با زدن فکری به سرم شیطانی ریز خندیدمو برگشتم به سمتش


حالا تلافی اون موقعی بود که منو خجالت داد.....

~•'★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆'•~
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱۰

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴¹ویو: جونگ‌کوکدو روز بود که نخواب...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۱ پارتویو &چند دقیقه گذشت.ته...

🌹🍷.......‌‌‌‌‌‌‌...........پارت۸..................🍷🌹چرا از ا...

پارت ۳۰ ساعت نزدیک یازده شب بود که بالاخره از خونه‌ی مادربزر...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.6 (روایت از زبان ا...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_95اهورا شراب به دست خیره چشم...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت یازدهمیونا نامه رو باز کرد و شرو...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "37""ویو جئون آنجلینا"هنوز...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸⁸چند قدم به سمتم اومد.روبه‌روش وایسادم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط