پارت

پارت ۶

لیا*
با ترس و وحشت وارد خونم میشم دستم رو روی قلبم میزارم تپش قلبم خیلی بالا بود ...اون پسر منو کامل دید و من گازش گرفتم ... حالا چکار کنم ....اون دردش اومد باید برای معذرت خواهی براش کاری کنم موهام رو درست میکنم و از لیوان کوچیکم آب میخورم و نفس عمیقی میکشم اروم از خونم خارج میشم و از بالای طاقچخ ها راه میرم به پایین نکه میکنم اون پسره داره کل خونه رو میگرده.....حتما دنبال منه سمت در زیر شیروانی میرم و اروم بازش میکنم و میرم داخل کل اونجا رو میگردم و بالاخره یه چسب زخم پیدا میکنم و کنارش یدونه ربان و میبینیم و اون چسب زخم رو با روبان تزئین میکنم و میگیرمش بغلم و بدو بدو از اون جا میام بیرون و روی چوب های بالای خونه میرم تا به اتاق اون پسره میرسم و چسب زخم رو روی طاقچه میزارم که بیسکویت رو ب
نیبینم میگیرمش و میشینم و با ذوق شروع به خوردنش می کنم تا صدای در میاد بلند میشم و بدو بدو میرم و صداش رو میشنوم
_هی وایسا کاریت ندارم یدقیقه....
در جا وارد سوراخ میشم و سمت خونم میرم ۰۰۰
.........
کلافه نفسی میکشم چرا فرار میکنه....میترسه؟ با دیدن یه چیز ربانی بالای طاقچه با ذوق میرم بالا و چسب زخم رو میبینم اول تعجب می‌کنم اما بعدش میخند و چسب زخم رو روی انگشتم که گاز گرفت میزنم و با لبخند اتاق رو ترک میکنم
دیدگاه ها (۱۸)

من بالاخره اومدممممم سیلاممممپارت ۷تو پذیرایی مشغول بازی با ...

پارت۸+چرا ولی من باغچه بزرگ و خوشگل توت فرنگی دارم_ باغچه تو...

پارت ۵کوک*با خستگی از ماشین پیاده میشم و سمت خونه میرم لحظه ...

ببینین کی اومدههههه من اومدم قشنگامم♡پارت۴لیا با وحشت به اطر...

سناریو [درخواستی]وقتی دختر ۱۴ سالتون رو با دوست پسرش میبینین...

قلدر مدرسه ( پارت ۵۷ )

پارت یک هزار و یک شبسلام من ا/ت هستم من تو امریکا با پدرم زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط