یه روز از بیکاری رفتم تو جمع ترکا
یه روز از بیکاری رفتم تو جمع ترکا
دیدم هر کی یه عددی رو میگه: بقیه می خندن
پرسیدم : چرا این کارو می کنید؟
گفتن : ما رو هر جک یه شماره گذاشتیم، هر کی هر عددی میگه می فهمیم کدوم جکه می خندیم!!
منم گفتم :
خب مثلاً ٤٥ یعنی چی!؟
دیدم یکی از خنده قش کرده
یکی سرشو می کوبه تو دیوار!
منم گفتم چرا می خندین!!؟
گفتن:
بمیررررررری اینو تا حالا نشنیده بودیم!
دیدم هر کی یه عددی رو میگه: بقیه می خندن
پرسیدم : چرا این کارو می کنید؟
گفتن : ما رو هر جک یه شماره گذاشتیم، هر کی هر عددی میگه می فهمیم کدوم جکه می خندیم!!
منم گفتم :
خب مثلاً ٤٥ یعنی چی!؟
دیدم یکی از خنده قش کرده
یکی سرشو می کوبه تو دیوار!
منم گفتم چرا می خندین!!؟
گفتن:
بمیررررررری اینو تا حالا نشنیده بودیم!
- ۱۲.۰k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط