{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ا/ت:رسیدیم ب مغازه ی لباس عروسی

ا/ت:رسیدیم ب مغازه ی لباس عروسی
تهیونگ:کدوم پسندت هست؟
ا/ت:این مدل لباس
تهیونگ :قيمت چنده ؟
فروشنده : این مدل لباس ما پر فروشه ۳۰ ملیونه
تهیونگ:من فقط ۱۹ ملیون دارم
فروشنده:وقتی ۳۰ ملیون نداری عروسی نمی کردی ؟
رسیدیم خونه
مامان ا/ت: دخترم فردا شب حنابنددونه چرا واسه عروسی لباس نخریدی؟
ا/ت:مامان لباس اون مغازه خیلی گرون بود
مامان ا/ت:اشکال نداره ناراحت نشو لباس عروسی منو بپوش
ا/ت:اون که قدیمی هست
مامان ا/ت:چاره ای نداریم
پارت ۵ بزودی خدانگهدار
دیدگاه ها (۰)

پارت ۵ تهیونگ:من اومدما/ت:کجا بودی تهیونگ: رفتم واست لباس عر...

پارت آخر عروسی تموم شد تهیونگ:بریم تو اتاق ا/ت:باشه ا/ت لباس...

پارت ۳ا/ت:تهیونگ بلند شو بریم خرید بلند شو تهیونگ :باشه الان...

پارت ۲ا/ت:تهیونگ بریم تو این مغازه لباس زیبایی داره تهیونگ:ب...

پارت. 33

پارت. ۳۱

پارت پایانی

پارت . 30

《برادره ناتنیم》(پارت ۴)ویو ا/تاون بابام بود یعنی بابام اینجا...

مرد من ۳

پارت ۹ | سه قلب، یک عشقویو ا/ت | فردا صبحبا صدای زنگ ساعت از...

True Love②②ا/ت: درست گفت تو واقعا هیچ حسی به من نداری؟ تهیون...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒉𝒂𝒕𝒆?پارت 5_به یک کاخ رسیدیم، با کلی نگهبان و کارگر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط