بیب من برمیگردم
بیب من برمیگردم
پارت: 97
من تنها وارد عمارت شدم نامحسوس دست به جیبم زدم که ببینم دوتا اصلحه هام سر جاشون هستن یا نه که مطمئن شدم هستن
شوگا رو فرستادم بره حیاط پشتی و جونگکوک و جیمین هم از پشت دوربین هایی که جیمین هک کرده بود داشتن منو پشتیبانی میکردن
نشستم رو یه مبلی و یه نوشیدنی برداشتم و یکم مزش کردم
بعد بلند شدم و اروم به سمت کپسول گاز رفتم
نگاه های چند نفر رو روی خودم حس میکردم اهمیت ندادم به راهم ادامه دادم
کپسول گاز دو قدمیم بود که یه نفر اومد جلوم و گف
_ خانم برای چی اومدید این طرف
سرمو انداختم پایین و گفتم
+ میدونی کسایی که منو سوال پیچ کردن چه بلایی سرشون اومد؟
_ نه من از کجا باید بدونم
سرمو بلند کردم نگاهش که به پوزخندم افتاد یکم ترسید اما خودشو باخت نداد و گفت
_ فکر کردی میتونی با این پوزخند منو بترسونی
+ معلومه که میتونم
به سمتش رفتم و با سرم زدم به سرش که افتاد یه زانوم رو گذاشتم رو به دستش و اونیکی زانوم رو هم گذاشتم اونیکی دستش
پارت: 97
من تنها وارد عمارت شدم نامحسوس دست به جیبم زدم که ببینم دوتا اصلحه هام سر جاشون هستن یا نه که مطمئن شدم هستن
شوگا رو فرستادم بره حیاط پشتی و جونگکوک و جیمین هم از پشت دوربین هایی که جیمین هک کرده بود داشتن منو پشتیبانی میکردن
نشستم رو یه مبلی و یه نوشیدنی برداشتم و یکم مزش کردم
بعد بلند شدم و اروم به سمت کپسول گاز رفتم
نگاه های چند نفر رو روی خودم حس میکردم اهمیت ندادم به راهم ادامه دادم
کپسول گاز دو قدمیم بود که یه نفر اومد جلوم و گف
_ خانم برای چی اومدید این طرف
سرمو انداختم پایین و گفتم
+ میدونی کسایی که منو سوال پیچ کردن چه بلایی سرشون اومد؟
_ نه من از کجا باید بدونم
سرمو بلند کردم نگاهش که به پوزخندم افتاد یکم ترسید اما خودشو باخت نداد و گفت
_ فکر کردی میتونی با این پوزخند منو بترسونی
+ معلومه که میتونم
به سمتش رفتم و با سرم زدم به سرش که افتاد یه زانوم رو گذاشتم رو به دستش و اونیکی زانوم رو هم گذاشتم اونیکی دستش
- ۷۹
- ۱۱ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط