{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواهر زادم عجیب تو فکر بود صداشم در نمیومد رفتم یه پس گرد

خواهر زادم عجیب تو فکر بود صداشم در نمیومد رفتم یه پس گردنی مشتی زدم صدا داد اینطوری
شَشََشَشَتَتَتَرَرَرققععع
بعد اشک تو چشاش جم شده بود گفت ازار داریا دایی! :|

گفتم سیرابی باز چی تو سرته کصافط میخوایی باز آتیش به پا کنی یا کردی؟؟؟

گفت نه دایی جون یه سوالی بد مشغول کرده ذهنمو
گفتم:تو که راست میگی :))
یهو گفت
فکرم به این مشغول شده که همه پرنده ها نر و ماده شون یه اسم داره چرا مرغ و خروس دوتا اسم متفاوت دارن؟

من :|
مرغ و خروس :|
دام و طیور:|
نتان یاهوو:|
کهکشان آندرو مدا:|
برد پیت:|
توتی:|
سیستم ریکاوری ویندوز:|

آدم که نیس این جانور... باز باید قرص آرامبخش مصرف کنم :|
.
دیدگاه ها (۴)

دروغی که واقعی شد

پارت 35𐙚🦋 ویو ته 🦋𐙚این حس عجیب…فقط یک علاقه ساده نبود.هرچی ب...

به نام خدا پارت۶صبح باصدای الارن گوشیم بلند شدم امروز باید ب...

جادو ملکه جنگل ۴

گناه نگاه* مریم*هوا خیلی سرد بود داشتم آسمون نگاه می کردم -چ...

پارت 14که یهو در باز شد یه سرباز گفت: قربان دزدی که گرفته بو...

رمان معکوس من قسمت پنجم .......................................

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۷۶ تایپ کرد و گفت: متهم؟ اندر...

ات. منظورت چیه؟؟؟؟ یعنی تقصیر من بود؟؟؟؟ جیمین. نه من منظورم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط