{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل من هرزه نبود

دل من هرزه نبود
دل من عادت داشت که بماند یک جا ...

به کجا؟
معلوم است، به در خانه تو!
دل من عادت داشت که بماند آن جا
پشت یک پرده توری، که تو هر روز آن را
به کناری بزنی ...
دل من ساکن دیوار و دری که تو هر روز
از آن می گذری
دل من ساکن دستان تو بود ...
دل من گوشه یک باغچه بود که تو هر روز
به آن می نگری

راستی دل من را دیدی؟
آن را گم کردم ...؟!
دیدگاه ها (۴۲)

نه دیگه قصه مجنون نه دیگه قصه لیلی بچه ها بهونه میگیرین اخه ...

سلاااااام صبح بخیر روز خوش وایام به کامای خدای مهربانم ...ای...

تو سراب موج گندم ، تو شراب سیب داریتو سر فریب ــ آری! ــ تو ...

دختر ِ چادر سفید ِ سینی ِ چایی به دست!ای که هرگز در خیالم هم...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

#دکلمه #دلنوشت #حرف_دل #زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین #شعر #کلیپ...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط