{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر

چقدر
چشمهایم را
بالا بگیرم و اشک ها را برگردانم؟

سلّول به سلّولم از
گریه های نریخته فرو ریخته است ؛

بی انصاف!
چرا راهِ شانه ات را
به روی چشمهایم بستی...؟!
دیدگاه ها (۳)

و عشقِ توبه من آموختغمِ غُربتدو چندان می شود شب ها... #نزار...

در خلوتم با دردهای کهنه خو کردمهی شعر گفتم، واژه ها را زیر و...

از آن زمان که زندگی، تو را کنار من نخواستغروب پنجشنبه هم، شب...

که جونگکوک محکم به صورت ات سیلی زد...جوری که ات افتاد روی زم...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟔𝟏ات با چشمای پر از اشک از بغل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط