{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جواب خون های ریخته شده را هیچکس نمی‌داد،خدایان ادیانشان چ

جواب خون های ریخته شده را هیچکس نمی‌داد،خدایان ادیانشان چیزی درباره خون نگفته بودند، همچنان جسم هایی که از گرسنگی یخ زده و به کام مرگ رفته بودند، خدایانشان فقط یک چیز می خواستند و آن هم همه چیزشان بود. تا به پایشان بریزند. مردم نحیف و رنجور و خمیده می‌بایست تک تک داشته هایشان را قربانی می‌کردند تا خدایان بر آنان غضب نکنند.در حالی که خداوند راستین، جایی میان جسم های یخ زده و خون های رود شده جان می‌داد، فریاد می‌زد من جایی هستم میان آزادی، عشق و انسانیت نه جایی که از آب خون آلود ماهی می‌گیرند.
چه تلخ بود داستان بت ها و جهل؛ مردمان جان می‌دادند تا خدایانی که برایشان ساختند بر آنان غضب نکنند و خداوند هم از جهلشان اشک می ریخت، آری چه بارانی بود اشک های خدا و رود خونی که هیچوقت بند نمی‌آمد و خون دلی که هیچوقت خشک نمی‌شد. آنها مردم و خداوند راستین را به کام مرگ می‌کشاندند تا با بت های خود دنیایی بسازند بر روی خون و آوار جسم های مرده .چه کسی نجات‌مان می‌داد؟ جز خودمان هیچکس نبود زیرا خدا جایی میان قلب های ما بود و دست هایی که می‌توانستند گره شوند و باز کنند گره هارا.

محدثه✍🏼



دوست دارم اونایی که متنامو می‌خونن و بغل کنم و بگم دوسشون دارم:).
دیدگاه ها (۳۶)

در تلاقی موج های خونین ساحل همانجا که دیگر صدا به صدا نمی‌رس...

روی برگ های پاییزی ایستاده بودم کمی آنطرف تر او را دیدم تلو ...

بهش گفتم غروب و رنگ آخرین باری که همه چیز خوب بود بزن.قلمش و...

برای وطنم‌‌ که عزیز تر از جانم است .

𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒉𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒊𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 𝒐𝒇 𝒉𝒆𝒍𝒍... ✧ 𝑝𝑎𝑟𝑡 1 ...

پارت هشتم-نماد هشدار-

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط