بادشکن پارت ۱۶
بادشکن پارت ۱۶
هاروکا جلوی در کلاس است. ان را میکشد و میرود داخل
نیره: ساکورا_سان دیشب گفتی که با ما نمیای خوبی؟ اتفاقی که نیوفتاده؟
سئو: نیره_کون راست میگه
هاروکا: نه فقط خوابم میومد
(بزارید بگم داشت راجب سئو جونش فکر میکرد😂)
در یک لحظه در باز شد تسوباکی و سریو و اوریو کنار تسوباکی
تسوباکی: سلاممم
نیره: س.. سلام تسوباکی_سان
سئو و هاروکا: سلام
تسوباکی: شنیدم که امروز کاری ندارین پس شما ۳ تا رو میبرم
هاروکا: برای چی؟
تسوباکی: هه میفهمید بیاید دنبالم
بعد از قدم زنی کمتر از یک ساعت به یک کافی شاپی میرسند. واردش میشوند و دختری تسوباکی را بقل میکند و به او خوش امد میگوید.
سوماری: تسوباکی_چاننن خیلی دلم برات تنگ شده بود ممنون برای اینکه اومدی بهم کمک کنی
تسوباکی: سوماری_چاننننن منم دلم برات تنگ شده بود خواهش میکنم تازه فقط من نیستم ۵ نفر دیگه هم هستن
سوماری: وای خیلی ممنون ازتون میتونم اسمتون رو بدونم؟
(خلاصه که همه خودشون رو معرفی میکنن و یه پسره هست که داداش سوماریه که اسمش سامه)
سوماری: خب ببینید دوستان کافه ی ما تا ۸ بازه و چون کافه ی بزرگیه ادم خیلی میاد برای همین مجبورم از همه تون کار بکشم من پشت صندق کار میکنم سریو و اوریو و سامه هم توی اشپز تسوباکی هم پیش خدمت زن قراره باشه ولی.......
تسوباکی: چیشده سوماری_چان؟
سوماری: باید یکی از اینا لباس دخترونه بپوشن ولی کی؟
تسوباکی،نیره،سئو: ساکورا
هاروکا: بمیرمم نمی پوشم
𖣠𖣐𖣠𖣐𖣠𖣐𖣠𖣐𖣠𖣐𖣠𖣐𖣠𖣐𖣠𖣐𖣠𖣐𖣠𖣐𖣠
سئو: ساکورا_کو..... چان خیلی بهت میاد
هاروکا: خ... خفهههههه *سرخ*
(خودمم نمیدونم دارم چه گوهی میخورم یجور لباس دخترونه سیاه سفید که پیش خدمتا میپوشن رو تصور کنید.......الان یکی ازم بپرسه بگه داری چه گوهی میخوری......جوابم نمیدونمه)
کافه ۲ مکان داشت یکی حیاط و ان یکی داخل، سئو و هاروکا در داخل و نیره و تسوباکی در حیاط
اول هایش هاروکا سرخ بود ولی کم کم عادت کرد و یک چیز برایش عذاب اور بود که مجبور بود ۴ روز با همین لباس ها کار کند.
سئو هم انگار خوشحالیش مثل خری بود که بهش تیتاپ دادن😂😂صادق بودنمو داری 🤣🤣
نیره هم بخاطر هاروکا نگران بود نه برای هاروکا برای اینکه میترسید یه اتفاقی بی افتد.
تسوباکی هم خوشحال بود زیرا فکر میکرد که به هاروکا می اید.
من هم خوشحالم زیرا هایاتو جان داره لباس متفاوتی میبیند که عشقش میپوشد
حقیقتا میترسم خواب ببینم که هاروکا اینا رو بفهمه و من رو بدبخت میکنه امیدوارم کنارش سئو هم باشه
یادتون باشه این خیلی مهمههه جای دنیا هم باشی مرد هایی وجود داره که به زنا بد نگاه میکنن
خب دیگه پارت بعد هم بعد از ۹ میزارم تا یکم حرص بخورید
هاروکا جلوی در کلاس است. ان را میکشد و میرود داخل
نیره: ساکورا_سان دیشب گفتی که با ما نمیای خوبی؟ اتفاقی که نیوفتاده؟
سئو: نیره_کون راست میگه
هاروکا: نه فقط خوابم میومد
(بزارید بگم داشت راجب سئو جونش فکر میکرد😂)
در یک لحظه در باز شد تسوباکی و سریو و اوریو کنار تسوباکی
تسوباکی: سلاممم
نیره: س.. سلام تسوباکی_سان
سئو و هاروکا: سلام
تسوباکی: شنیدم که امروز کاری ندارین پس شما ۳ تا رو میبرم
هاروکا: برای چی؟
تسوباکی: هه میفهمید بیاید دنبالم
بعد از قدم زنی کمتر از یک ساعت به یک کافی شاپی میرسند. واردش میشوند و دختری تسوباکی را بقل میکند و به او خوش امد میگوید.
سوماری: تسوباکی_چاننن خیلی دلم برات تنگ شده بود ممنون برای اینکه اومدی بهم کمک کنی
تسوباکی: سوماری_چاننننن منم دلم برات تنگ شده بود خواهش میکنم تازه فقط من نیستم ۵ نفر دیگه هم هستن
سوماری: وای خیلی ممنون ازتون میتونم اسمتون رو بدونم؟
(خلاصه که همه خودشون رو معرفی میکنن و یه پسره هست که داداش سوماریه که اسمش سامه)
سوماری: خب ببینید دوستان کافه ی ما تا ۸ بازه و چون کافه ی بزرگیه ادم خیلی میاد برای همین مجبورم از همه تون کار بکشم من پشت صندق کار میکنم سریو و اوریو و سامه هم توی اشپز تسوباکی هم پیش خدمت زن قراره باشه ولی.......
تسوباکی: چیشده سوماری_چان؟
سوماری: باید یکی از اینا لباس دخترونه بپوشن ولی کی؟
تسوباکی،نیره،سئو: ساکورا
هاروکا: بمیرمم نمی پوشم
𖣠𖣐𖣠𖣐𖣠𖣐𖣠𖣐𖣠𖣐𖣠𖣐𖣠𖣐𖣠𖣐𖣠𖣐𖣠𖣐𖣠
سئو: ساکورا_کو..... چان خیلی بهت میاد
هاروکا: خ... خفهههههه *سرخ*
(خودمم نمیدونم دارم چه گوهی میخورم یجور لباس دخترونه سیاه سفید که پیش خدمتا میپوشن رو تصور کنید.......الان یکی ازم بپرسه بگه داری چه گوهی میخوری......جوابم نمیدونمه)
کافه ۲ مکان داشت یکی حیاط و ان یکی داخل، سئو و هاروکا در داخل و نیره و تسوباکی در حیاط
اول هایش هاروکا سرخ بود ولی کم کم عادت کرد و یک چیز برایش عذاب اور بود که مجبور بود ۴ روز با همین لباس ها کار کند.
سئو هم انگار خوشحالیش مثل خری بود که بهش تیتاپ دادن😂😂صادق بودنمو داری 🤣🤣
نیره هم بخاطر هاروکا نگران بود نه برای هاروکا برای اینکه میترسید یه اتفاقی بی افتد.
تسوباکی هم خوشحال بود زیرا فکر میکرد که به هاروکا می اید.
من هم خوشحالم زیرا هایاتو جان داره لباس متفاوتی میبیند که عشقش میپوشد
حقیقتا میترسم خواب ببینم که هاروکا اینا رو بفهمه و من رو بدبخت میکنه امیدوارم کنارش سئو هم باشه
یادتون باشه این خیلی مهمههه جای دنیا هم باشی مرد هایی وجود داره که به زنا بد نگاه میکنن
خب دیگه پارت بعد هم بعد از ۹ میزارم تا یکم حرص بخورید
- ۵۵۷
- ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط