سایه عشق

( سایه عشق )
پارت ۵۱

همه مشغول دوختن گل های زرد رو پارچه سفیدی بودن دختره وقتی کارش با اون گل و پارچه تموم شد از رو صندلی اش بلند شد و سمته استاد اش رفت
ات : استاد به نظره شما در رنگ زرد چه زندگی زیباش میکنه
رفائلا: به نقطه خوبی اشاره کرده ... نظرت تو چیه
ات: رنگ قهوه ای خیلی به.....
به دیدن فردی تیکه به در حرف را نگفت ... رفائلا سمته در نگاهی انداخت
رفائلا: مستر ویکتور بفرمایید
نیکلاس: نه مزاحم نمیشم وقتی دوشیزه ها جوان را در حال دوختند گلدوزی تماشا نمیکنم حس خوبی بهم دست میداد
ات : خب برای این اومدین
نیکلاس: نه میخواستم شما رو ببینم میشه حرف بزنیم
پچ پچ های همکلاسی هایش را شنید عصبی لبخندی زد و گفت
ات : سره کلاس هستم
نیکلاس: مهم نیست من منتظرم
رفائلا سری‌تکون داد و دختره با گذاشت پارچه سفید رو میز رفائلا سمته در رفت ....
با هم از در کلاس خارج شدن و سمته راه رو میرفتن راه رو ها خالی بودن و همه سر کلاس هایشان بودن
ات : چیکارم دارید
نیکلاس: صبر داشته باشید بریم حیاط
از در های بزرگ خارج شدن و سمته صندلی و میز های زیر درخت می‌رفتند این سکوت نیکلاس برایش یخورده ترس اینجا میکرد.... هر دو حال روبه رو هم نشسته بودن
ات : خب ...
نیکلاس: یه لحظه
از رو صندلی بلند شد و سمته نگهبان ها رفت ... دلیله این کارش را متوجه نمیشد این مستر چی تو سرش بود باز از گفتن کلمه ای به نگهبان راهش را برگشت کرد و سمته دختره رفت..... صندلی را کمی بهش نزدیک کرد و روش نشست ...
ات : خب مستر ویکتور به گوشم
نیکلاس: هنوزم از پیشنهادی که بهت دادم فکر نکردی ؟
ات.: من جوابم رو بهت دادم " من شما رو نمی‌خواهم "
نیکلاس خنده ای کرد و به درخت ها خیره شد بادی می‌وزید و شاخه های درخت به تکان خوردن مشغول بودن
نیکلاس: ولی من می‌خواهم یعنی ترو میخواهم
ات : برو يکی ديگه رو برای خودت پیدا کن ...
آن نگهبان همراه با تهیونگ فیلیکس و فرانسیس سمته حیاط میرفتن چی قرار بود در پیش بیاد.... در حالی که فقد تهیونگ را صدا زده بود ولی فیلیکس و فرانسیس برای هوا خوردن به حیاط میرفتن ...

شرط ها ۵۰ لایک
۳۰ کامنت
۳۶۰ عضویت
دیدگاه ها (۳۰)

ایده واتپدمممم https://www.wattpad.com/user/ErneIoang?utm_so...

( سایه عشق )پارت ۵۲نیکلاس : ولی من ترو میخواهم و دوست ندارم...

( سایه عشق ) پارت ۵۰ فیلیکس: نیکلاس این چش شده نیکلاس: نمیدو...

( سایه عشق )پارت ۴۹رفائلا: اینو بدش به من ات : ب...باشه لباس...

پارت بعدیو فردا میزارم اگه شد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط