{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا...

خدایا...
هرلحظه ب داده هایت و نداده هایت...
و حتی ب گرفته هایت شکر گفته ام...
سپاس گذار تمام سختی ها بوده ام
اما...
با این ها بنده بدی بوده ام ک گاهی ب دیگری تکیه کردم...
ب وجود دیگری نازیدم
برای نبودنش اشک ریختم...
ولی عظمتت ب من نشان داد... فقط با تو باشم تو را طلب کنم... تنها ب وجود تو بنازم... یادت را از یاد نبرم و همواره بدانم ناظر تمامی اعمال منی!
و برای هیچکس هیچکس... حتی کسی ک فکر میکردم تمام زندگی من است حسابی جداگانه باز نکنم...
حال این بنده ی نادانت بین دوراهی مانده...
و حالش تعریفی ندارد
بیا و خدایی کن...
گناهانش را نادیده بگیر
و تو باش همراه قلبش
و حالش را خوب کن
دیدگاه ها (۲)

پروانه جان

ابلیس

پارت ۳(در عمق نگاه تو)برای لحظه‌ای باکوگو چیزی برای گفتن ندا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 5۷جک با دیدن درب نیم...

نومیدی

p27من جزو خاطرات بدت بودم؟

اینو ب مناسبت نزدیک ۲۰۰تاییمون میزارممممممممم

✡️بخش ششم: پروتکل هاپارت ششم✡️پروتکل شماره ۱۲ :《کلمه "آزادی"...

رمان غریبه کوچولو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط