{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۱۳
#ددی_خشن

ویو ات

کوک منو کشید سمت خودش و منو انداخت رو تخت رو خیمه زد لباشو گذاشت رو لبام و ب شددت مک میزد تا اینکه از لبم خون اومد
از لبام دل کند رفت سراغ گردنم و کیس مارک های بنفش رو گردنم می‌گذاشت و آه ناله های من شروع شد و اون بیشتر تحریک می شد

از گردنم دل کند رفت سراغ سی*نه هام و مک میزد همینجور ک داشت مک میزد شلوارشو بیرون کرد بعد شلوار منو

ات: کوک تروخدا هیمن دفعه رو ببخش

کوک: ببخشید اما دست خودم نیست بیب

و ی دفعه دی*کشو واردم کرد و تند تند تلم*بله میزد

ات: ددی غلط کردم درش بیار (بغض)

کوک: بیب گریه نکن دیگه باید همین دفعه رو تحمل کنی فقط همین دفعه

و دوباره شروع کرد ب تلم*به زدن


(بعد پنج ران)

ویو ات

دلم ب شددت درد میکرد و هنوز کوک دیک*شو ازم بیرون نیاورده بود داشتم گریه میکردم

کوک: بیب داری گریه میکنی؟

ات: بنظرت دارم چیکار میکنم(با گریه)

ویو ات

کوک وقتی دید دارم گریه میکنم دیک*شو بیرون آورد و اومد کنارم دراز کشید

کوک: بیب منو ببخش دست خودم نبود دلت خیلی درد میکنه؟

ات: میدونم دست خودت نبود عیب نداره ددی
ولی دلم خیلی داره درد میکنه

ویو کوک

ات برآید استایل بغل کردم و بردم حموم و گذاشتمش ت وان و................
دیدگاه ها (۲)

پارت ۱۴#ددی_خشن گذاشتمش ت وان و دلشو ماساژ میدادم بعد ی ربعو...

لباس ا. ت بهد حموم

پارت ۱۱#ددی_خشن چشمم ب ی دختر افتاد اون کسی نبود جز مینهوات:...

این کانال BTS لطفا عضو شین رمانم میزاریم

ازدواج اجباری پارت ۳

part41 عشق پنهان《ویو ات》با صدای جونگ کوک بیدار شدم جونگ کوک:...

اسم فیک : اون واسه منه p28ات: ایششش شب خوش کوک: شب خوش ؟ اح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط