پارت ۲۰#ددی_خشن مینهو پس من میرم اتاق ات ت برو اتاق کوکجیمین...

پارت ۱۸#ددی_خشن کوک از جاش بلند شد ی لحظه ترسیدم ویو ات کوک ...

پارت ۱۷#ددی_خشن کسی جواب نداد درو باز کردم ک دیدم کوک رو تخت...

پارت۱۶#ددی_خشن رفتم داخل عمارت مینهو : وااا ات چرا انقدر تند...

پارت ۱۵ #ددی_خشن کوک: خوب چرا دستتو برداشتی ادامه بدهات: نه ...

پارت ۱۴#ددی_خشن گذاشتمش ت وان و دلشو ماساژ میدادم بعد ی ربعو...

پارت ۱۳#ددی_خشن ویو اتکوک منو کشید سمت خودش و منو انداخت رو ...

پارت ۱۱#ددی_خشن چشمم ب ی دختر افتاد اون کسی نبود جز مینهوات:...

پارت ۱۰#ددی_خشن رفتم سمت اتاقم و درو باز کردم رفتم ت درو قفل...

پارت ۹#ددی_خشن ویو کوک وقتی حرف های ات رو شنیدم از جام بلند ...

پارت ۸ #ددی_خشن ات: اوجوما...اوجوما اوجوما: بله خانم ات نمید...

پارت ۷#ددی_خشن کوک: به بگو کوک یا ددیات : ددی؟کوک:آره مشکل د...

پارت ۶#ددی_خشنات:بیاتوقتی در باز شد اوجوما اومد ت اتاقاوجوما...

پارت ۵#ددی_خشنمن ی قدم عقب میرفتم تا ک به دیوار خوردم که کوک...

پارت ۴#ددی_خشناوجوما گفتاوجوما: هی دختر بلند شد این لباس رو ...

پارت ۳#ددی_خشنوقتی منو بردن ت اتاق اون مرده ک نمیدونم اسمش چ...

ددی خشن

ددی خشن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط