عشق رمانتیک من
عشق رمانتیک من
❤️😎پارت ۵۸
رفتیم تو که بلافاصله لارا در و بست
(اون موقع که لارا با جک صحبت میکرد هانیل رفت تو اتاق و با گوشی صحبت میکنه و حرفای جک و نمیشنوه)
هانیل: جک گفت مثل اینکه اون روز اون آنا جنده قرص تحریک کننده به خوردش داده و قرصش هم خیلی قوی بوده که نتونسته مقاومتی داشته باشه دختره هم برای کسی به اسم هوانگ کار میکنه
هانیل: وایسا ببینم هوانگ که همون دشمن تهیونگ و جونکوکه خب ادامش
لارا: که میخوان جونکوک و با اون سرگرم کنند و هینا را مال پسرش کنن مثل اینکه پسرش از هینا به شدت خوشش اومده نمیدونم کجا دیدتش ولی خب
هانیل: اسمشو نگفت؟
لارا: دوتا پسر داره گفت اولی جونگ هون و دومی نمیدونم
هانیل: من میدونم اسم پسر دومیش جونگ هیِ وای چطور متوجه اش نشده بودیم بگو پس چرا تهیونگ از جونگ هی خوشش نمیومد
لارا: اوو شت خر تو خر شد
لارا: از نظرت به هینا بگیم؟
هانیل: نه بیا این آرامشی که قراره درست کنیم براش رو خراب نکنیم
هینا: تموم نشد (داد)
لارا: ی ذره دندون رو جیگر بزار همین الان رفتیم تو اتاق (داد آرومتر)
لارا: دیر یا زود جونگ هون میاد دنبالش چه وقتی برگردیم کره چه برگردیم دیدی که نفوذش زیاده
هانیل: پس حواسمون باید حسابی باشه
لارا: اون که صددرصد
ویو هانیل
زیپ لباس لارا رو کشیدم بالا و موهاشو مرتب کردم و رفتیم بیرون
هینا: بابا چرا انقد..اوو چه خوشگل شدی همین لباس خوبه نه زیاد بازه نه زیاد بسته که اذیت بشی
هانیل: خب خب تو چی می پوشی؟
رفتم تو چمدون یکی از از لباسایی که کوک نمی ذاشت هیچ موقع بپوشم را برداشتم و
هینا: اینو
هانیل: عاوو اینو هیچ وقت نپوشیده بودی شیطون😈
هینا: مگه می ذاشت؟😒
لارا: هوفف ولش کن الان بهترین موقع اس پس..راستی هانیل تو چی میپوشی؟
هانیل: من هم یه لباسی میپوشم بیاین بریم شام بخوریم
رفتن و شام خوردن و شیطونی هم کردن و حال و هوای هینا کمی عوض شد و رو دور افتاد
ویو تو اتاق
لارا: ببین این کفشا خوبه؟
هینا: آره با این پاپیونه
ویو هانیل
دخترا تو اتاق مشغول بودند منم تو پذیرایی گوشیمو برداشتم و زنگ زدم به جونگ هی
جونگ: الو سلام پرنسس عجبی
هانیل: سلام خواهشا زر نزن حرف مهمی دارم
جونگ: باش بفرمایید
هانیل: اگه پیشنهادتو قبول کنم برادرتو از هینا دور میکنی؟
جونگ: پس متوجه شدی عامم ببینیم شما به قولتون عمل میکنید چشم
هانیل: وقتی توافقمون عملی بشه بهت قول میدم
جونگ: پس حرفای قبلم به اضافه اینا
۱.پرنسس من میشی هرکاری منبگم و بدون مخالفتی باید انجام بدی
۲. تو ی اتاق من میمونیم و تو اتاق دیگه ای هم نمیری و
۳. باید ی قرارداد امضا کنی بیبی
هانیل: زیاده
جونگ: چی
هانیل: حرفمو دوبار تکرار نمیکنم بعدشم با ی لگد میتونم به فنات بدم
جونگ: پس بهت قلاده میبندم
هانیل: بای (سرد)
جونگ: باشه قهر نکن توله
هانیل: ....(زیرلب فحشش میده😂)
جونگ: ۲ روز دیگه میبینمت
هانیل: بای
(پایان تماس)
گوشیو گذاشتم رو میز و رفتم پیش دخترا پاورچین پاورچین از پشت..
هانیل: (جیغ)
هینا و لارا: یا اماممممم
هانیل: وای قش کردم (خنده) وای ننه
لارا: مایل به کتکی؟
هانیل: نه
لارا: ولی شنیدم مایل به شکنجه ای که دوتایی با هینا افتادیم روش و قلقلکش کردیم
هانیل: عرررر باشه ببخشید باشه باشه
لارا: خب حالا گذشته از اینا بریم بخوابیم.
ویو صبح
از خواب بیدار شدیم کارهامون رو انجام دادیم و رفتیم صبحونه خوردیم و بعدش خرید یه سری وسایل جزئی (جزئی یعنی از اونا که ۱۰ ساعت طول میکشه😈) که ساعت شد ۶ بعد آماده شدیم میکاب و کارامون و کردیم و سوار ماشین شدیم
لارا: خب بریم که قراره خیلی خوش بگذره
هانیل: بزار زنگ بزنم به جسی ببینم چند نفر تو پارتی امشب هستن
(تماس)
جسی: الو سلام عزیزم
هانیل: سلام عشقم خوبی امم میخواستم بپرسم امشب چند نفریم؟
جسی: زیاد نیستیم فکرمیکنم ۲۵ نفر
هانیل: اوکی
جسی: کی میرسید؟
هانیل: ۱۰ دقیقه دیگه
جسی: می بینمتون بای
هانیل: بای
(عکس لباس هاشونو میزارم تو پارت بعدی)
❤️😎پارت ۵۸
رفتیم تو که بلافاصله لارا در و بست
(اون موقع که لارا با جک صحبت میکرد هانیل رفت تو اتاق و با گوشی صحبت میکنه و حرفای جک و نمیشنوه)
هانیل: جک گفت مثل اینکه اون روز اون آنا جنده قرص تحریک کننده به خوردش داده و قرصش هم خیلی قوی بوده که نتونسته مقاومتی داشته باشه دختره هم برای کسی به اسم هوانگ کار میکنه
هانیل: وایسا ببینم هوانگ که همون دشمن تهیونگ و جونکوکه خب ادامش
لارا: که میخوان جونکوک و با اون سرگرم کنند و هینا را مال پسرش کنن مثل اینکه پسرش از هینا به شدت خوشش اومده نمیدونم کجا دیدتش ولی خب
هانیل: اسمشو نگفت؟
لارا: دوتا پسر داره گفت اولی جونگ هون و دومی نمیدونم
هانیل: من میدونم اسم پسر دومیش جونگ هیِ وای چطور متوجه اش نشده بودیم بگو پس چرا تهیونگ از جونگ هی خوشش نمیومد
لارا: اوو شت خر تو خر شد
لارا: از نظرت به هینا بگیم؟
هانیل: نه بیا این آرامشی که قراره درست کنیم براش رو خراب نکنیم
هینا: تموم نشد (داد)
لارا: ی ذره دندون رو جیگر بزار همین الان رفتیم تو اتاق (داد آرومتر)
لارا: دیر یا زود جونگ هون میاد دنبالش چه وقتی برگردیم کره چه برگردیم دیدی که نفوذش زیاده
هانیل: پس حواسمون باید حسابی باشه
لارا: اون که صددرصد
ویو هانیل
زیپ لباس لارا رو کشیدم بالا و موهاشو مرتب کردم و رفتیم بیرون
هینا: بابا چرا انقد..اوو چه خوشگل شدی همین لباس خوبه نه زیاد بازه نه زیاد بسته که اذیت بشی
هانیل: خب خب تو چی می پوشی؟
رفتم تو چمدون یکی از از لباسایی که کوک نمی ذاشت هیچ موقع بپوشم را برداشتم و
هینا: اینو
هانیل: عاوو اینو هیچ وقت نپوشیده بودی شیطون😈
هینا: مگه می ذاشت؟😒
لارا: هوفف ولش کن الان بهترین موقع اس پس..راستی هانیل تو چی میپوشی؟
هانیل: من هم یه لباسی میپوشم بیاین بریم شام بخوریم
رفتن و شام خوردن و شیطونی هم کردن و حال و هوای هینا کمی عوض شد و رو دور افتاد
ویو تو اتاق
لارا: ببین این کفشا خوبه؟
هینا: آره با این پاپیونه
ویو هانیل
دخترا تو اتاق مشغول بودند منم تو پذیرایی گوشیمو برداشتم و زنگ زدم به جونگ هی
جونگ: الو سلام پرنسس عجبی
هانیل: سلام خواهشا زر نزن حرف مهمی دارم
جونگ: باش بفرمایید
هانیل: اگه پیشنهادتو قبول کنم برادرتو از هینا دور میکنی؟
جونگ: پس متوجه شدی عامم ببینیم شما به قولتون عمل میکنید چشم
هانیل: وقتی توافقمون عملی بشه بهت قول میدم
جونگ: پس حرفای قبلم به اضافه اینا
۱.پرنسس من میشی هرکاری منبگم و بدون مخالفتی باید انجام بدی
۲. تو ی اتاق من میمونیم و تو اتاق دیگه ای هم نمیری و
۳. باید ی قرارداد امضا کنی بیبی
هانیل: زیاده
جونگ: چی
هانیل: حرفمو دوبار تکرار نمیکنم بعدشم با ی لگد میتونم به فنات بدم
جونگ: پس بهت قلاده میبندم
هانیل: بای (سرد)
جونگ: باشه قهر نکن توله
هانیل: ....(زیرلب فحشش میده😂)
جونگ: ۲ روز دیگه میبینمت
هانیل: بای
(پایان تماس)
گوشیو گذاشتم رو میز و رفتم پیش دخترا پاورچین پاورچین از پشت..
هانیل: (جیغ)
هینا و لارا: یا اماممممم
هانیل: وای قش کردم (خنده) وای ننه
لارا: مایل به کتکی؟
هانیل: نه
لارا: ولی شنیدم مایل به شکنجه ای که دوتایی با هینا افتادیم روش و قلقلکش کردیم
هانیل: عرررر باشه ببخشید باشه باشه
لارا: خب حالا گذشته از اینا بریم بخوابیم.
ویو صبح
از خواب بیدار شدیم کارهامون رو انجام دادیم و رفتیم صبحونه خوردیم و بعدش خرید یه سری وسایل جزئی (جزئی یعنی از اونا که ۱۰ ساعت طول میکشه😈) که ساعت شد ۶ بعد آماده شدیم میکاب و کارامون و کردیم و سوار ماشین شدیم
لارا: خب بریم که قراره خیلی خوش بگذره
هانیل: بزار زنگ بزنم به جسی ببینم چند نفر تو پارتی امشب هستن
(تماس)
جسی: الو سلام عزیزم
هانیل: سلام عشقم خوبی امم میخواستم بپرسم امشب چند نفریم؟
جسی: زیاد نیستیم فکرمیکنم ۲۵ نفر
هانیل: اوکی
جسی: کی میرسید؟
هانیل: ۱۰ دقیقه دیگه
جسی: می بینمتون بای
هانیل: بای
(عکس لباس هاشونو میزارم تو پارت بعدی)
- ۱۱.۶k
- ۲۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط