{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق رمانتیک من

عشق رمانتیک من
❤😎پارت ۵۷

بعداز ۲ ساعتی ویو لارا

چشمامو باز کردم که در ثانیه گوشیم زنگ خورد

لارا: آیش حالا همین الان کدوم گورخری زنگ زده که بدون نگاه به صحفه برداشتم چیههه؟

جیمین: مزاحم شدم پرنسس؟

لارا: شما همیشه مزاحمی

جیمین: حالا چرا انقدر عصبانی؟

لارا: به تو چه گورخر

و گوشیو قط کردم و رفتم دستشویی برگشتم که هانیل تعجبی نگام می‌کرد رفتم رو تخت و لپاشو کشوندم و

لارا: هینا کجاست؟

هانیل: رفت یه دوری بزنه تو هتل

لارا: آها خب خوبه

هانیل: جک زنگ نزد؟

لارا: نه هنوز که

(آهنگ گوشیشو خودتون تصور کنید دیگه)

دیدم حلال زاده اس کلا که برداشتم و گذاشتم رو بلندگو

جک: سلام فسقلی

لارا: سلام میمون جا این حرفا زودتر بگو

هانیل:(خنده) سلام

جک: عه وا خانومی ها که پیش همن

لارا: زهرمار بگو چی شد؟

جک: خب بگذریم اونجوری که از دوربین ها چیزایی گیرم اومد و از یکی دوتا افراد شرکت تونستم اطلاعات بگیرم احتیاجی به هک نبود چون بعدش به احتمال زیاد جونکوک هم متوجه میشد

(ادامه توضیحاتش👇🏻)

(بعداز اینکه آنا از عمارت انداختنش بیرون میره پیش ی شخص ناشناس و تمام جزئیات کارو میگه و بعد اون ملاقات، تو شرکت با دوستش که قرار داشته از فرصت استفاده میکنه و میره تو اتاق جونکوک و به زور قرص تحریک کننده به خوردش میده اونم نتونسته مقاومت کنه و مجبور شده معمولا اینجور قرص ها تورو از خوده واقعیت و اینکه اون لحظه چه غلطی میکنی دور میکنه برای همین اونم نتونسته طاقت بیاره داروش خیلی قوی بوده)

لارا: ولی بازم میتونسته خودشو برسونه بیمارستان ولی نخواسته دلم برای هینا جونم میسوزه

جک: ایشالا بهتر شه و دختره راستی برای کسی به اسم هوانگ کار میکنه و اینجور که فهمیدم میخوان جونکوک و سرگرم با این دختره کنن تا هینا با پسر هوانگ یعنی جونگ هون ازدواج کنه مثل اینکه خیلی ازش خوشش اومده

لارا: اسم این جونگ هون یکمی برام آشناس

جک: همینا بود

لارا: مرسی اطلاعات خوبی بهمون دادی

جک: راستی ی خبر دیگه هم هست

لارا: چی؟

جک: ی خانوم کوچولویی که فکر میکنه خیلی بزرگه باید امشب با لباس گرم بخوابه

لارا: لازم به گفتن نبود بای

جک: بای خانومیا

از اتاق اومدم بیرون که دیدم همون موقع هینا اومد داخل

لارا: چطور بود حال و هوات عوض شد؟

هینا: خوب بود

هانیل: خب خب یه گیم نت خیلی باحال پیدا کردم میتونیم برای تفریحمون بریم بغلشم یه عمارته که برای یکی از دوستام تو تایلنده فردا شب پارتی مختلطه میتونیم بریم اونجام

هینا اوهوم

لارا: هانیل میای تو اتاق لباسمو برای فردا انتخاب کنم (چشمک)

هانیل: اوکی

هینا: من نمیام شما برید آخر سر نتیجه رو نشون بدید

هانیل: باش
دیدگاه ها (۱۸)

عشق رمانتیک من❤️😎پارت ۵۸رفتیم تو که بلافاصله لارا در و بست ...

عشق رمانتیک من ❤😎پارت ۵۹هینا: هانیل ببین رژم پاک نشده که؟هان...

نجات پروانه🦋🖤پارت ۵پس بریم رفتیم پایین و به آجوما گفتم میز و...

عشق رمانتیک من❤😎پارت ۵۶نوشته: خانوم کوچولو مراقب رفتارت باش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط