{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته میشود:

گفته میشود:
شبی مار بزرگی وارد دکان نجاری میشود برای پیدا کردن غذا.....و عادت نجار این بود که موقع رفتن بعضی از وسایل کارش را روی میز بگذارد.....
آن شب هم اره کارش روی میز بود،همینطور که مار گشتی میزد بدنش به اره گیر میکند و کمی زخم میشود....
مار خیلی ناراحت میشود وبرای دفاع از خود،اره را گاز میگیرد که سبب خونریزی دور دهانش میشود،او نمی فهمد که چه اتفاقی افتاده و از اینکه اره دارد به او حمله میکند و مرگش حتمیست،تصمیم میگیرد برای آخرین بار از خود دفاع کرده و هرچه شدیدتر حمله کند....
و دور اره بدنش را پیچاند و هی فشار داد....
نجار صبح که آمد روی میز بجای اره لاشه ماری بزرگ و زخم آلود دید که فقطو فقط بخاطر بی فکری و خشم زیاد مرده است...
احیانا در لحظه خشم می خواهیم دیگران را برنجانیم،بعد متوجه میشویم جز خودمان کس دیگری را نرنجانده ایم.....
و موقعی این را درک میکنیم که خیلی دیر شده....
زندگی بیشتر احتیاج دارد که گذشت و چشم پوشی کنیم از اتفاق ها،از آدم ها،از رفتارها، گفتارهاو.....
خودمان را یاد دهیم به گذشت و چشم پوشی عاقلانه وبجا....
چون هرکاری ارزش این رانداردکه روبرویش بایستی واعتراض کنی
دیدگاه ها (۹)

دانشمندان ویس جواب بدن تعداد مثلثا چند تاس؟؟؟

..

..

این متن قشنگ کمی آرامش میده:دل بسپار.....به آتشی که نمی سوزا...

حقیقت پنهان پارت ۲ ویو بورام :به سمت اتاق تمرین می رویم و وا...

چند پارتیپارت ۳لرزشِ خفیفی در دستانِ جونگکوک پیچید، اما نه ا...

گفته ميشود:شبي مار بزرگي وارد دكان نجاري ميشود براي پيدا كرد...

گفته میشود:شبی مار بزرگی وارد دكان نجاری میشود برای پيدا كرد...

گفته ميشود:شبي مار بزرگي وارد دکان نجاري ميشود براي پيدا کرد...

گفته ميشود:شبي مار بزرگي وارد دكان نجاري ميشود براي پيدا كرد...

گفته ميشود:شبي مار بزرگي وارد دكان نجاري ميشود براي پيدا كرد...

شبي مار بزرگي وارد دكان نجاري ميشود براي پيدا كردن غذا و عاد...

یک شب مار بزرگی برای پیدا کردن غذا وارد دكان نجاری شدعادت نج...

فقط بخون لایک نمیخواد بکنی.بخوووون...یک شب مار بزرگی برای پی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط