تو که لبخند زدی لحظه پر از منظره شد
تو که لبخند زدی لحظه پر از منظره شد
دل من اوج گرفت کوچه پر از پنجره شد
تو که لبخند زدی سایه به خورشید رسید
ابر پر حوصله شد بر تن هر شاخه چکید
تو که لبخند زدی حال دلم بهتر شد
زندگی شکل گرفت شکل یک باور شد
تو که لبخند زدی هستی من معنا شد
آن من گمشده ی خسته ی من پیدا شد
آه لبخند بزن گل شدن از خنده ی توست
فاتح این همه بازیست که بازنده ی توست
تو که احساس مرا می شنوی مانایی
تو به هر زاویه ی بودن من آگاهی
دل من اوج گرفت کوچه پر از پنجره شد
تو که لبخند زدی سایه به خورشید رسید
ابر پر حوصله شد بر تن هر شاخه چکید
تو که لبخند زدی حال دلم بهتر شد
زندگی شکل گرفت شکل یک باور شد
تو که لبخند زدی هستی من معنا شد
آن من گمشده ی خسته ی من پیدا شد
آه لبخند بزن گل شدن از خنده ی توست
فاتح این همه بازیست که بازنده ی توست
تو که احساس مرا می شنوی مانایی
تو به هر زاویه ی بودن من آگاهی
- ۲.۰k
- ۱۰ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط