{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آه, باز بغضی که گیر کرده در گلویم.

آه, باز بغضی که گیر کرده در گلویم.
آه,باز سنگینی نگاهم, دیدگانم را به ضعف کشانده
آه تمام دلخوشی هایم از این دنیا یک کبریت و یک بسته. ی سیگار که دیگر آخریش مانده
چه تلخ است این دود سیگار با تلخی جداییت
دیدگاه ها (۱)

ﻣﻦ ﻫﻤﺎﻧﻢ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﺳﻬﻢ ﺗﻮ ﺑﻮﺩ،ﻣﻦ ﻫﻤﺎﻧﻢ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺳﻬﻢ ﺳ...

بعضے وقتا یہ چیزایے میبینےدوست دارے اشک بریزےداد بزنےاعتراض ...

ﮐﻤﯽ ﻗﻬﻮﻩ ,ﮐﻤﯽ ﺩﻭﺩﯾﮏ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺑﺮ ﻟﺐ ﺗﻮ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻡﺩﺳﺘﺎﻧﻢ ﺑﺮ ﮔﺮﺩﻥ ﺗﻮ...

ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺑﮑﺶ . . .ﻣﺴﺖ ﮐﻦ . . .ﺑﻐﺾ ﮐﻦ . . .ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻦ . . .ﺍﺻﻦ ﺩﻕ ﮐ...

مرد بی رحم

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

p25

### پارت ۱۲: خاکسترِ یک امپراطوریصدای دور شدن ماشین‌های پلیس...

سکوتِ سنگینِ میانِ آن‌ها، مثل یک موریانه، داشت ذره‌ذره‌ی آرا...

مرد بی رحم

خیره شده بود به تقویم دیواری اتاق، به همان خط‌خوانی‌های آبی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط