{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مَشتّے مـٰا از هَرکے خُوردیــم🔪

مَشتّے مـٰا از هَرکے خُوردیــم🔪
سَرتا پـاش بُوے رِفـٰـاقَتــ میـداد✋
روزا گُــذشتــ تا فهمیــدم هیچ چیز✖ ️
از هیــــچ کَس بَعیـّـّـّـّد نیــْـْـْــْـْـْـس
دیدگاه ها (۱)

ما از هرکی خوردیم سر تا پاش بوی رفاقت میداد...🙂

وقتی عموت بود

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟎𝟎سرنوشت میتونست..یک ان...

«رایحه پنهان»فردای آن روز | ۶:۰۴ صبحتق... تق... تق...صدای کو...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت17ویو کوکدست‌ه...

جدایی

# پارت نهم: تسلیمِ بیصدابادِ شب، پردههای نازکِ اتاق را به رق...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط