{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

³¹

³¹

کوک: ا/ت سریع بیا یونجو حالش خوب نیست
ا/ت: چیشده؟ چیشده؟
کوک: سریع بیا
گوشی رو قطع کردم
اجوما:دیوونه شدی؟
کوک: اره فکر کنم
اجوما: الان اومد فهمید که دروغ گفتی ناراحت میشه
کوک: اجوما ا/ت نباید تو رابطه باشه اگر بره تو رابطه از اینجا میره چون شرط اینکه اینجا بمونه این بوده
اجوما: کار خوبی نکردی
کوک: اجوما دخالت نکن برو میدونم ا/ت الان چی میخواد بگه برو همگی از این خونه برید فردا بیاید
خدمتکارا: چشم
اجوما: باشه منم میرم.ولی با احساسات مادر هیچوقت بازی نکن خدافظ
کوک: خدافظ
همگی رفتند من و یونجو تنها بودیم

چند دقیقه بعد
دلینگ دلینگ صدای آیفون اومد دلینگ دلینگ دلینگ در رو باز کردم
ا/ت: یونجو یونجو کجاست 😭
کوک: آروم باش اروم باش
ا/ت: گفتم یونجو کجاست؟
کوک: تو اتاقشه
با سرعت رفتم تو اتاق یونجو
ا/ت: یونجو که خوابه
کوک: دروغ گفتم
ا/ت: چرا؟ 😭
کوک: بیا اشکاتو پاک کن گریه نکن
ا/ت: خب چرا دروغ گفتی دیوونه شدی؟
کوک: فکر کنم اره
ا/ت: فقط میخواستی قرار من رو خراب کنی؟
کوک: آره
ا/ت: چرا؟
کوک: چون نمیخواستم پسره رو دروغ بگی چون تو بچه داری
ا/ت: میدونه که من بچه دارم زیادی نیست صمیمی شدیم ولی پسر خوبیه
کوک: دوسش داری؟
ا/ت: چرا میپرسی؟ اصلا چرا قرار من رو خراب کردی چرا گفتی یونجو حالش خوب نیست
کوک: دوست داشتم

ا/ت
ا/ت: عوضیی ازت متنفرمم میشه فقط یک کلمه به من بگی چرا این کار رو کردی؟
کوک: چون دوسِت دارم
ا/ت: چی؟
برگشتم بهش نگاه کردم دیدم چشم هاش بستست و سرش پایینه
رفتم نزدیکش
ا/ت: چی گفتی؟ دوباره بگو
کوک: همینکه شنیدی
ا/ت: چشم هات رو باز کن و نگام کن و بگو
چشم هاش رو باز کرد
کوک: گفتم که دوسِت دارم
ا/ت: تو چشمام نگاه کن
چشم هاش پر از اشک شد
کوک: دوست دارم بخاطر همین نمیخواستم با کسی وارد رابطه بشی چون میدونستم بعد از اینکه وارد بشی میری و منو تنها میزاری
ا/ت: تو من رو دوست داری؟
کوک: نه عاشقتم نه فقط اینکه یه دوست داشتن ساده باشه من واقعا دوست دارم
ا/ت: چرا زودتر بهم نگفتی؟
کوک: همین الان هم که گفتم پشیمونم چون میدونم بازهم میخوای بری ولی دیگه میخواستم خودم رو خالی کنم دیگه نمیتونستم....
ا/ت: گفتم چرا زودتر نگفتی؟ تا من قرار نزارم
کوک: چی؟
ا/ت: اگر زودتر گفته بودی که دوسم داری به جای اینکه الان با کس دیگه ای قرار داشتم با تو قرار داشتم
کوک: چی؟
ا/ت: دیوونه تو خوب میدونی من چندساله دوست دارم کی گفته تنهات میزارم
کوک: دوسم داری؟
ا/ت: معلومه که دوست دارم....
چشماش رو بست و صورتش رو به صورتم نزدیک کرد منم چشمام رو بستم
یونجو: 😭

#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۲۲)

³²صورتشو به صورتم نزدیک کرد یونجو: 😭ا/ت: ببخشید رفتم کنار یو...

³³ساعت ۶ (ب.ظ) از مطبم رفتم بیرون ماشین جونگکوک دیدمبا خوشحا...

³⁰پنج ماه بعد ا/تبا صدای گوشیم از خواب بیدار شدم دیدم یه دو ...

²⁹یه نگاهی به جوری کردم دیدم خیلی بد نگاه به دستبند میکنه پ....

پارت ۱۶🖤❤️خوناشام خشن من ❤️🖤ادامه ی ویو ا/تا/ت : غذا درست کن...

پارت 2

پارت ۶🖤❤️خوناشام خشن من❤️🖤 ا/ت: اصلاً ریدم دهنت جونگ کوکاجون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط