{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدَر حَظ میکنم "بانو" صدایم می کنی

آنقدَر حَظ میکنم "بانو" صدایم می کنی
یا که خاتون تمام قصه هایم می کنی

دست در گیسوی من، با شیطنت های لبت
قند را، هم صحبت ِ فنجان چایم می کنی

هرزمستان وقتی از سرما تنم یخ می زند
با تن مردانه ی خود آشنایم می کنی

تو همان غارتگر معروف آتش پاره ای
بر دلم آتش زدی، حالا رهایم می کنی؟

من دلم طاقت ندارد، قصه را پایان بده
بی وفا! امشب چه با این بوسه هایم می کنی؟
.
.
.
♥♥♥مهدی ♥♥♥
دیدگاه ها (۵)

مرد بی رحم

.آنقدَر حَظ میکنم "بانو" صدایم می کنییا که خاتون تمام قصه ها...

آنقدَر حظ میکنم "بانو" صدایم میکنییا که خاتون تمام قصه هایم ...

آنقدَر حظ میکنم "بانو" صدایم میکنییا که خاتون تمام قصه هایم ...

آنقدَر حظ میکنم "بانو" صدایم میکنییا که خاتون تمام قصه هایم ...

آنقدَر حظ میکنم "بانو" صدایم میکنییا که خاتون تمام قصه هایم ...

آنقدَر حظ میکنم "بانو" صدایم میکنییا که خاتون تمام قصه هایم ...

آنقدر حظ می کنم " بانو " صدایم می کنییا که خاتون تمام قصه ها...

آنقدر حظ می کنم «بانو» صدایم می کنییا که خاتون تمام قصه هایم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط