{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم فیکاون واسه منه

اسم فیک:اون واسه منه
p7
ات ویو:
منو کوکی راه افتادیم به سمت شهربازی ولی انگار کوکی میخواست یه چیزی بهم بگه ولی انگار جلوی دهنش رو گرفته بودن
این داستان دهنمو خیلی مشغول کرد نکنه اون چیزی که حدث میزنم باشه...نه ات امکان نداره تو چندین ساله با کوک دوستی
همینجوری داشتم بی بیرون نگاه میکردم و ذهنمم مشغول این بود کن یهو کوک گفت:
کوک:خب ات رسیدیم پیاده شو

ات : یه نگاهی به شهر بازی کردم اون همون شهر بازی مورد علاقم بود باورم نمیشد
چون تهیونگ مشغله های کاریش زیاد شده بود منم دیگه ازیتش نکردم ولی قبل از این من همش اینجا بودم
انقدر ذوقی شده بودم که یهو لپ کوک رو بوس کردم و سریع رفتم تو شهربازی

کوک ویو : اینجا شهربازی مورد علاقه اته از موقعی که ته ته کارای سنگین شرکتو به عهده گرفته دیگه وقت نمیکنه اتو شهربازی ببره
موقعی که چشمش به شهربازی خورد
برق خاصی توی چشماش دیده میشود
منم با خوشحالی اون خوشحال شدم
که یهو‌اومدو لپمو بوس کرد.........
چند لحظه تو شک بودم که یهو دیدم دوون دوون رفت به سمت شهربازی
منم بهش خندیدم انگار نه انگار ۱۴ سالشه خره کیوت😂
.
.
.
.
شرطا که انجام نشد ولی من با دل مهربونم گذاشتم
دیدگاه ها (۲)

بچه ها من فیک اون واسه منه رو تا پارت ۱۶ آماده کردم فقط منتظ...

پیشی اوشولووووووو

اسم فیک:اون واسه منه p6ویو صبح ات: داداشی میشه نری تو...

اسم فیک:اون واسه منهp3پرش به بعد از ظهر: ویو کوک :امروز ته ب...

p4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط