{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم بهش گفتم آقا اصلا من سیگارت!

رفتم بهش گفتم آقا اصلا من سیگارت!
میشه دیگه نمیشه؟
دیدم داره هاج و واج نگاهم میکنه ...
گفتم این همه کنت و وینستون و مارلبرو میکشی ,
من اون بهمن روز مبادا ته جیبت باشم!
گفت حالا چرا بهمن روز مبادا ته جیب؟
گفتم آخه نمیدونی که وقتی نسخی و تو بی سیگاری موندی ,
یهو اون بهمن روز مبادا ته جیب یادت میاد چه بهشتیِ داشتنش،
میخوام اون بهشته فقط و فقط سهم من باشه
نه هیچ کس دیگه ای!
گفت تو دیوونه ای،
نه تو خیلی دیوونه ای!
گفتم خب دیوونم که همه حال خوبمو عین سیگاری پیچیدم
گذاشتم ته جیبت دیگه!
خندید ،
رفت که رفت ...
آنگونه که پاییز از کوچه های شهر...

#الهام_تولا
دیدگاه ها (۱)

نشان سوخته.

شاگرد لوس من

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.3ته مین:خب وقتی با...

پارت 4۴بارونِ ریزی شروع به باریدن کرده بود. هوا سرد و سنگین ...

#ارباب‌سنگدل #پارت_18جونگ کوک همینطور حبف می‌زد و حرف می‌زد ...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

★ازدواج اجباری...p⁵بعد رفتن خانواده ها با پتویی که پیچیده بو...

......//برده ی زیبا//......

محو زیبایی او پارت ۲۵ویو رزا تو بیمارستان بودم چشمام سخت باز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط