پارت
پارت ۴۷
*با دقت به شمشیر نگاه کرد *
کیان : رنگش هم آبیه هم سفید به خاطر همین جادوش یخه
رزت : آها
کیان: تاحالا شمشیر با جادوی یخ ندیدم
رزت : خب پس...اوم حالا چیکار کنیم
کیان : من چیزی در مورد شمشیرت نمیدونم ولی تحقیق میکنم اگه فهمیدم بهت میگم
رزت :باشه..... کیان
کیان : چته
رزت : اگه من... هیچی ولش کن
کیان : بگو
رزت : هیچی در مورد مدرسه_
کیان : مدرسه؟
رزت : خب منم دوست دارم برم مدرسه ولی خب با این حال نمیتونم برم
کیان : اگه چهارده ساله شده میشه
رزت : اگه هم بشه پدرم اجازه نمیده
منم دوست دارم برم
کیان : گفتی کامیلان میره مدرسه سلطنتی؟
رزت: آره
کیان : پس مشکلی نیست فعلا بیا بریم داخل
رزت : باشهپا
*با دقت به شمشیر نگاه کرد *
کیان : رنگش هم آبیه هم سفید به خاطر همین جادوش یخه
رزت : آها
کیان: تاحالا شمشیر با جادوی یخ ندیدم
رزت : خب پس...اوم حالا چیکار کنیم
کیان : من چیزی در مورد شمشیرت نمیدونم ولی تحقیق میکنم اگه فهمیدم بهت میگم
رزت :باشه..... کیان
کیان : چته
رزت : اگه من... هیچی ولش کن
کیان : بگو
رزت : هیچی در مورد مدرسه_
کیان : مدرسه؟
رزت : خب منم دوست دارم برم مدرسه ولی خب با این حال نمیتونم برم
کیان : اگه چهارده ساله شده میشه
رزت : اگه هم بشه پدرم اجازه نمیده
منم دوست دارم برم
کیان : گفتی کامیلان میره مدرسه سلطنتی؟
رزت: آره
کیان : پس مشکلی نیست فعلا بیا بریم داخل
رزت : باشهپا
- ۵۹
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط