{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مست بگو راست بگو تا شب یلداست بگو

مست بگو راست بگو تا شب یلداست بگو
تا نفسی هست بگو هر چی دلت خواست بگو
خسته و بی تاب شدم محو شدم خواب شدم
خسته از این پنجره ها منتظرت قاب شدم
گریه بر این حال کشید اشک در این فال کشید
بر تن بی دست خدا نقش دو تا بال کشید

خوار شدم پست شدم با همه یک دست شدم
تشنه ی بی آب شدی نیست از این هست شدم

مست بگو راست بگو تا شب یلداست بگو
تا نفسم هست بگو هر چی دلت خواست بگو
خسته و بی تاب شدم محو شدم خواب شدم
خسته از این پنجره ها منتظرت قاب شدم .
دیدگاه ها (۲)

نفسم فصل شراب است کجایی بی من؟حال من بی تو خراب است کجایی بی...

فیک تهیونگ

P³²The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

چند پارتی

محو زیبایی او پارت ۴۷ویو رزاخواب بودم با صدای جیغی از خواب پ...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p33درست جلوی همون دیواری که نینا پشتش پنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط