•سناریو •

نشسته بودم روی کاناپه داشتم فیلم ترسناک نگاه میکردم .
بارون خیلی شدید بود و رعد و برق های وحشتناکی میزد که هر لحظه بخاطرش می‌تونستم گریه کنم .
یهو برق ها رفت خونه تاریک تاریک بود ...به آسمون نگاه کردم ،رنگش داشت به قرمز تغییر می‌کرد .
عوض شدن رنگ آسمون فقط یه دلیل میتونست داشته باشه ،اما امیدوار بودم که چیزی که فکر میکردم نباشه
با ترس و لرز از پنجره به بیرون نگاه کردم ..با چشمای قرمز و پوزخند روی لبش مواجه شدم ...اون ...اون
اون دوباره برگشته بود تا انتقام بگیره ..یه انتقام سخت ...

بازم از اینا بزارم یا نه ؟
حمایت بیب 🖤
دیدگاه ها (۳)

داشتم برای مهمونی امشب حاضر میشدم ..تقریبا تموم شده بود رفتم...

۲۰۰تایی شدیممممم 🤌🏼🖤😁

•مستر جئون • part :۴۰

•مستر جئون • part :۳۹

سرزمین باشکوه نگهبان آتش

𝗜𝗺𝗽𝗼𝘀𝘀𝗶𝗯𝗹𝗲 𝗳𝗮𝘁𝗲Season: 𝟮 Part:𝟭𝟱 ویوی جونگ‌کوک: سالن تاریک...

نام: وقتی پسر داییت بود و بعد از ۱۵ سال دیدیش پارت:۴شب که رس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط