{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت یازدهمpart

پارت یازدهم/part11

تهیونگ : چشمامو بازکردم .. من کجام؟ خواستم تکونی بخورم که متوجه شدم دستام از پشت صندلی دستبند زده شده.
جونگ‌کوک وارد اتاق میشه*
تهیونگ :داد زدم : ازمن چی می‌خوای؟ چرا دستامو بستی.
و پاهامو رو زمین کوبیدم. خیلی عصبی بودم.. این جزوی از نقشه نبود شاید بلایی سرم میاوردن..
با پوزخندی که زد زیر لب فحشی دادمش..
جونگ‌کوک : با انگشت شصتم خون صورتشو پاک کردمو گفتم : نیازی نیست نگران باشی
تهیونگ : دستای کثیفتو بکش.. از همه ی کثافت کاریات باخبرم.
جونگ‌کوک : نه باخبر نیستی..این تازه نصفش بود.
تهیونگ : ولم کن منکه کاری نکردم..
جونگ‌کوک : متاسفم تو از کثافت کاریام باخبری نمی‌تونم بزارم جایی بری مگه نه؟
تهیونگ : ولم‌کن خواهش ..
جونگ‌کوک : خب بقیش؟
تهیونگ : ازمن چی می‌خوای؟ می‌خوای حافظمو پاک‌کنی؟
جونگ‌کوک: می‌دونستی زیاد حرف بزنی می‌برمت یه اتاق که دیگه حتی..
تهیونگ : حتی..؟؟؟
جونگ‌کوک : ولی ازت خوشم میاد..
و کمربندمو درآوردم..
تهیونگ : چی..چیکار می‌کنی!!!
جونگ‌کوک: خنده ای کردمو گفتم: نترس باتو کاری ندارم.
و زنگی به نامجون زدم.
_نامجون..بیا اتاق شماره ۶ و کار همیشگیتو انجام بده..خوراک خودته
خب دیگه من میرم عزیزم! زیادی شلوغ نکن و عمو روهم اذیت نکن.
تهیونگ:منظورت چیه؟نه درو قفل نکن! وایسااا
نفس عمیقی کشیدم..و خون توی دهنمو تف کردم.
پوزخندی زدم..دستام باز بود اما خب باید تظاهر می‌کردم که دوربین نگیره و اگه ب.ی.ن.اموسی اومد بتونم ازخودم دفاع کنم!
بعدش جئون جونگ کوک رو با دستای خودم می‌کُشم..خودم می‌کُشمش...
با صدای کلید به حالت بی اعصاب قبلی برگشتم..
نگاهی به در انداختم. خودش بود!!همونکه تو خیابون دیده بودمش و عکسشو داشتم.
تهیونگ : از من چی می‌خواااااین؟
نامجون : من چیزی نمی‌دونم! پس صحبت نکن بچه جون تا کارمون راحت تر بشه
تهیونگ : می‌خواست کتک بزنه منو! اما اون جونگ‌کوک کور خونده بود.
من مثل بقیه نیستم..
تا از جام بلند شدم جونگ‌کوک وارد اتاق شد و...

(پارت بعدی رو وقتی می‌زارم که لایک پست به ۲۰ به بالا برسه . کامنت هم بزارید و نظرتونو بگید)
#BTS #Army #Taehyung #V #Jungkook #Jimin #J_hope #Jhope #RM #Jin #Suga #Ho_seok
#بی_تی_اس #آرمی #تهیونگ #وی #کیم_تهیونگ #جونگ_کوک #کوک #کوکی #جئون_جونگ_کوک #رمان #جیمین #موچی #پارک_جیمین #یونگی #شوگا #گربه #پیشی #مین_یونگی #جیهوپ #جانگ_هوسوک #هوسوک #آر_ام #نامجون #کیم_نامجون #جین #کیم_سوک_جین #گی #مافیا #بلک_پینک #لیسا #جنی #رزی #جیسو
دیدگاه ها (۹)

پارت دوازدهم / part12تهیونگ : از درون ترس فراگرفته بود منو. ...

پارت سیزدهم/part13نمی‌دونم ساعت چندبود اما ادامه داشت..هواهم...

پارت دهم / part10تهیونگ : آروم گوشیو قطع کردموگفتم: منظورتون...

پارت نهم / part9تهیونگ : چشمم به ماشین گرون قیمت و سیاهی خور...

دانشگاه وانیلی فیک تهکوک / پارت ۳۴ تهیونگ : زیاد روی اون تخت...

دانشگاه وانیلی فیک تهکوک / پارت۴۹تهیونگ : آقای یون اون میخوا...

*شـــکــارچـــی*#پارت6جونگ کوک ، تهیونگ رو روی صندلی شاگرد ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط