{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدر دختر به پسر گفت شرط ازدواج با دخترمن اینه که این لیوا

پدر دختر به پسر گفت شرط ازدواج با دخترمن اینه که این لیوان پراز آب رو ببری بالای کوه بدون اینکه حتی قطره ای ازش کم بشه.پسر رفتو برگشت پدر دخترتعجب کرد دیدلیوان پر.باازدواج آنها موافقت کرد.از پسرپرسیدن مادیدبم که آب ازلیوان ریخت ولی حالا پر بود پسر گفت ترس ازدست دادن عشقم باعث شد اشک بریزم وتمام اشکهام در لیوان ریخت...
دیدگاه ها (۵)

تک‌پارتییی جدید از سوکجینیییی؟؟؟؟ به قلم لینا:))))صدای آرام ...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۹: چای داغ و دل داغ‌ترجونگ‌کوک انگار فقط ...

Heir of Light and Darknesspart : 7به سمت حمام رفت، وان آب و ...

سناریو جدید

Part ³~یونگی به خوبی میدونست با این کارا دخترکش غش و ضعف می...

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ⁵ | پارتـ ⁵🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 35/نور کم‌رنگ صبح از پن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط