آتش از کجا در خانه ام افتاد؟
آتش از کجا در خانه ام افتاد؟
ظالمی هیزم فقیران را به قیمت بسیار ارزان میخرید و آن را به قیمت بسیار گران به ثروتمندان می فروخت.روزی پیرمرد دانایی او را نصیحت کرد و گفت:((به مردم ظلم مکن که نفرین آنان تو را نابود خواهد کرد!…))ظالم از نصیحت او رنجید و توجه نکرد و به ظلم خود ادامه داد.تا اینکه یک شب آتش در انبار هیزمش افتادو سایر داراییش نیز سوخت.اتفاقا همان پیرمرد از آن جا می گذشت و ظالم را دید که به دوستانش میگفت((نمی دانم این آتش از کجادر خانه ام افتاد؟))پیرمردگفت:((از دل فقیران و آه درویشان!))
ظالمی هیزم فقیران را به قیمت بسیار ارزان میخرید و آن را به قیمت بسیار گران به ثروتمندان می فروخت.روزی پیرمرد دانایی او را نصیحت کرد و گفت:((به مردم ظلم مکن که نفرین آنان تو را نابود خواهد کرد!…))ظالم از نصیحت او رنجید و توجه نکرد و به ظلم خود ادامه داد.تا اینکه یک شب آتش در انبار هیزمش افتادو سایر داراییش نیز سوخت.اتفاقا همان پیرمرد از آن جا می گذشت و ظالم را دید که به دوستانش میگفت((نمی دانم این آتش از کجادر خانه ام افتاد؟))پیرمردگفت:((از دل فقیران و آه درویشان!))
- ۱.۹k
- ۱۸ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط