{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فکرش را بکن؛

فکرش را بکن؛
بگویی صبر کن تا دکمه های پیراهنت را خودم ببندم...
سرم را بالا بگیرم و تو شروع کنی به بستن؛
از پایین تا بالا یکی را جا بیندازی.
اخم کنم!
مرا ببوسی...
و با خنده بگویی دوباره!
فکرش را بکن؛
بگویم بنشین تا ناخن هایت را خودم لاک بزنم!
از راست به چپ یکی را جا بیندازم.
اخم کنی!
ببوسمت...
و با خنده بگویم دوباره!
فکرش را بکن چه خاطرات اتفاق نیفتاده ی زیبایی داریم ما!
دیدگاه ها (۵)

شب که میشوددر رویا ، دخترکی میشوم پر عطش و مستشھوت انگیز و ز...

سرانجام یک روز صبحلب بر لبانت خواهم گذاشت و با بوسه از خواب ...

ﺧﺴﺘﻪ ﻧﯿﺴﺘﻢﺍﺯ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥﺑﻪ ﺗﻮ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻥﺍﺯ ﺭﻭﺯ ﻫﺎﯼ ﮔﺬﺷﺘﻪ...

با من حرف می‌زنی،آنقدر نزدیککه می‌‌شنومآنچه را نمی‌خواهم گوش...

پارت سیزدهم |جذابی، ولی بد اخلاق. پارک لاراچند ساعت از رسیدن...

وقتی عضو هشتمی و..

The Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من)پارت ۳۰ویو لیاـچند لحظ...

KIM V

پارت سی‌وهفتم | قایم‌موشکپارک لارابعد از صبحانه، هرکس گوشه‌ا...

پروانه جان

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐شب، تمام قصر را در سکوتی عمیق...

میبخشی پارت ۴

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 105✦...................

نام: قرارداد نفرتPart:⁵³چند ساعت بعد...بالاخره همه به هتل رس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط