{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی با بذر یک گل

روزی با بذر یک گل

به دنیا آمد

با قرآن و آینه دوست شد

و تنها سهم او از زمین کوچ بود

گلها به چشمانش سوگند می خوردند و به دستش، آبـ ها

و همچنان قطره قطره میچکند بر مساحت نبودنش ...اسلام علیک یا بنت رسول اللللله.....
دیدگاه ها (۱)

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.²چشم‌ها بالاخر...

📖 آکادمی آستریاپارت سوم | «اولین هشدار»بعد از آزمون...همه در...

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت 15سلیا بلند شد و چویا را ارام ص...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول : علوم بشری یعنی چه؟ کد...

شیپ ساسوکه و ناروتو

رمان خرس عسلی من فصل دو پارت یک جی‌یون ابی به سوون میده ولی ...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

نمیبخشمت p.22

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط